بسم الله الرحمن الرحیم
جوانی زمانی است که انسان جهت زندگی‌اش را می‌سازد، نه فقط خاطره.

جوانی فقط یک دوره‌ی سنی نیست؛ یک موقعیتِ تصمیم‌ساز است. زمانی که انسان هنوز انعطاف دارد، دلش زنده است و آینده برایش باز به نظر می‌رسد. در این سن، انتخاب‌ها فقط انتخابِ مسیر نیستند؛ انتخابِ نوع زندگی‌اند. چیزی که در جوانی انتخاب می‌شود، اغلب تا سال‌ها بعد، جهت حرکت را تعیین می‌کند.

خطر بزرگ جوانی این نیست که انسان اشتباه کند؛ خطر اصلی این است که انتخاب‌های کوچک را به‌جای انتخاب بزرگ بنشاند. این‌که زندگی را به خوشی‌های مقطعی، هیجان‌های زودگذر یا موفقیت‌های سطحی خلاصه کند. این انتخاب‌ها شاید در لحظه جذاب باشند، اما ظرفیت پاسخ‌دادن به عمقِ روح انسان را ندارند.

جوان معمولاً احساس می‌کند وقت زیاد است. فکر می‌کند بعداً می‌شود جدی شد، بعداً می‌شود مسیر را عوض کرد، بعداً می‌شود به معنا فکر کرد. اما حقیقت این است که «بعداً» خیلی وقت‌ها همان امروزِ از دست‌رفته است. انتخاب‌های امروز، عادت‌های فردا را می‌سازند و عادت‌ها، شخصیت را شکل می‌دهند.

یکی از آسیب‌های جدی جوانی این است که انسان به‌جای پرسش از «برای چه زندگی می‌کنم»، درگیر «چگونه بهتر زندگی کنم» می‌شود. در حالی که اگر «برای چه» روشن نباشد، «چگونه» هم بی‌معنا می‌شود. زندگی ممکن است راحت‌تر شود، اما عمیق‌تر نمی‌شود.

روحِ جوان، وسعت دارد. اگر این وسعت با هدف‌های کوچک پر شود، احساس خفگی می‌آید. خیلی از نارضایتی‌ها و عصبانیت‌های پنهانِ جوان‌ها از همین‌جاست. نه این‌که چیزی نداشته باشند؛ بلکه چیزی که دارند، اندازه‌ی روحشان نیست.

انتخاب‌های سطحی معمولاً با توجیه شروع می‌شوند. این‌که «همه همین‌طور زندگی می‌کنند» یا «فعلاً وقتش نیست» یا «بگذار اول به این‌ها برسم». اما این توجیه‌ها آرام‌آرام انسان را از خودش دور می‌کنند. چون به‌جای پاسخ‌دادن به ندای درون، آن را ساکت می‌کنند.

جوانی زمانی است که انسان بیشترین انرژی را دارد، اما هنوز به سنگینیِ عادت‌ها گرفتار نشده. اگر در این زمان، انتخاب بزرگ صورت نگیرد، بعدها انتخاب سخت‌تر می‌شود. نه به‌خاطر این‌که امکانش نیست، بلکه چون هزینه‌اش بیشتر است.

انتخاب بزرگ، به‌معنای نفی لذت یا دنیا نیست. به‌معنای درست‌دیدنِ جای آن‌هاست. لذت اگر هدف شود، انسان را کوچک می‌کند. اما اگر در مسیر یک هدف بزرگ قرار بگیرد، معنا پیدا می‌کند. جوانی باید جای ساختن این هدف باشد.

در نهایت، جوانی یا به سرمایه تبدیل می‌شود یا به حسرت. سرمایه وقتی است که انسان در این سن، جرئتِ انتخابِ بزرگ داشته باشد؛ انتخابی که پاسخ‌گوی وسعت روحش باشد. و حسرت، وقتی است که این فرصت، خرجِ انتخاب‌های کوچک شود.