بسم الله الرحمن الرحیم
بدون میزان، حتی آیه و روایت هم انسان را از سرگردانی نجات نمی‌دهد.

انسان وقتی می‌خواهد در مسائل بزرگ اجتماعی و سیاسی تصمیم بگیرد، اگر فقط به آیه و روایت و نقل تاریخی تکیه کند ولی معیار و میزان نداشته باشد، خیلی زود دچار تناقض و سردرگمی می‌شود. چون آیات فراوان‌اند، روایت‌ها متنوع‌اند و رفتارهای معصومان هم در موقعیت‌های مختلف متفاوت بوده است. کسی که میزان نداشته باشد، می‌تواند برای هر سلیقه‌ای شاهد بیاورد و هر رفتاری را توجیه کند؛ حتی دو گروه کاملاً متضاد می‌توانند هر دو به قرآن و سنت استناد کنند و خودشان را محق بدانند.

مشکل اصلی از جایی شروع می‌شود که انسان حق را با اشخاص می‌سنجد، نه اشخاص را با حق. وقتی شخصیت‌ها، نام‌ها و سابقه‌ها معیار تشخیص می‌شوند، انسان یا اسیر تعصب می‌شود یا در برابر بزرگان فکری ذلیل و مقلد. راه نجات این است که ابتدا میزان به دست بیاید؛ یعنی اصولی روشن که با آن‌ها بتوان شرایط، هدف‌ها، اولویت‌ها و پیامدها را سنجید. وقتی میزان نباشد، حتی پیروی از معصوم هم به بن‌بست می‌رسد، چون رفتارهای ظاهراً متفاوت آن‌ها انسان را مردد می‌کند که کدام راه را باید انتخاب کند.

در تاریخ می‌بینیم که یکی قیام می‌کند و دیگری صبر، یکی صلح می‌پذیرد و دیگری تا شهادت پیش می‌رود، یکی فریاد می‌زند و دیگری سکوت می‌کند. اگر میزان نباشد، این تفاوت‌ها یا باعث سردرگمی می‌شود یا انسان را وادار می‌کند که از روی ذوق و علاقه، یکی را انتخاب کند و بقیه را کنار بگذارد. اما وقتی میزان روشن باشد، معلوم می‌شود هر رفتار در چه شرایطی معنا دارد و چرا همان رفتار، در موقعیتی دیگر می‌تواند خطا باشد.

برداشت‌های شتاب‌زده و استحسانی، نتیجه‌ی همین بی‌میزانی است. وقتی انسان بدون احاطه به شرایط و بدون سنجش همه‌جانبه حکم می‌دهد، معمولاً به آمار آیات، گزینش روایت‌ها یا احساسات شخصی تکیه می‌کند. در چنین وضعی، ممکن است آیات رحمت را بشمارد و آیات قاطع را نبیند، یا برعکس، فقط سختی و خشونت را ببیند و جای رحمت را نفهمد. این نگاه ناقص، تصمیم‌های بزرگ را به خطا می‌برد و هزینه‌های سنگین به‌جا می‌گذارد.

میزان کمک می‌کند که انسان بفهمد هر حکم و هر موضع، حد و مرز دارد. رحمت بی‌حساب می‌تواند به سستی و فریب‌خوردگی منجر شود و قاطعیت بی‌حساب می‌تواند به ظلم و انحراف. آنچه راه را روشن می‌کند، سنجیدن هدف‌ها، شناخت دشمن، توجه به توان‌ها و دیدن مسیر کلی حرکت است. بدون این‌ها، حتی نیت خوب هم می‌تواند به نتیجه‌ی بد برسد.

اگر میزان همراه انسان باشد، نه از اختلاف سیره‌ها می‌ترسد و نه از تنوع آیات. هر رفتار را در جای خودش می‌نشاند و می‌فهمد که چرا در یک زمان صبر لازم است و در زمانی دیگر ایستادگی. این فهم، انسان را از هیجان‌زدگی، ساده‌لوحی و قضاوت‌های عجولانه نجات می‌دهد و او را به تصمیم‌هایی می‌رساند که هم ریشه در دین دارند و هم با واقعیت‌ها هماهنگ‌اند.