بسم الله الرحمن الرحیم
عدل، نهادن هر چیزی به جای خود است و بقای عالم منوط به عدل است؛ بالعدل قامت السموات و الارض.
عدل در لغتنامه دکتر معین به معنای برابر شدن، راست آمدن و همتا بودن است. وقتی جسمی در حال تعادل است که حاصل جمع همه نیروهای وارد بر آن صفر باشد. در اجسام متکی، تا وقتی خط قائم از مرکز ثقل آنها داخل سطح اتکا باشد، جسم به حال تعادل میماند. تعادل بر وزن تفاعل و ریشه آن «عدل» است. در روایات آمده که عدل سبب زندگانی است، عدل و داد باعث افزایش انسانیت میشود، عدل اصلاحکننده کار بشر است، عدل نگهدارنده ملت است، عدل اساس پایندگی مردم است، عدل نیرومندترین بنیان است، عدل برترین روش است و عدل سر و ریشه ایمان و گردآورنده نیکی و احسان است. عدل در اصطلاح عبارت است از امری متوسط میان افراط و تفریط. گفته شده عدل مصدر است به معنای عدالت و آن اعتدال و استقامت و میل به حق است. عدل، نهادن هر چیزی است به جای خود. احمد بن عاصم انطاکی گفته عدل دو قسم است: عدلی ظاهر میان تو و میان خلق، و عدلی باطن میان تو و حق تعالی. طریق عدل، استقامت است و طریق فضل، طریق فضیلت است. دین خدا بر سه رکن استوار است: حق، عدل و صدق. حق بر جوارح است، عدل بر قلوب و صدق بر عقل.
در کشف الاسرار ذیل آیه «ان الله یأمر بالعدل و الاحسان» آمده که عدل، اعتدال دل است با حق و احسان، معاملت است بر دیدار حق. خداوند بنده را به عدل میفرماید در معاملت با حق و در معاملت با خلق و در معاملت با نفس. معاملت با حق به اعتراف است، معاملت با خلق به انصاف است و معاملت با نفس به مخالفت. ابوبکر کتانی گفته دین خدا را بر سه رکن یافته: حق بر جوارح، عدل بر قلوب و صدق بر عقل. عدل در لغت استقامت است و در شریعت عبارت است از استقامت بر طرق حق به اجتناب از آنچه از نظر دینی ممنوع است. بقای عالم منوط به عدل است و عدل دو نوع است: یکی صوری که قوت عامله به آن تمام شود، و دیگری معنوی که سالک در آن به مقام قلب مستقیم میرسد.
معنای قرآنی و دینی عدل، همان اعتدال است یعنی میانهروی و میانه حال بودن در هر چیزی. اعتدال حقیقی در هیچ مزاجی وجود ندارد اما میتوان به آن نزدیک شد. ظهور نیکویی و حسن در اعتدال و حد وسط است. در فضایل و کمالات اخلاقی و مزاج طبیعی و در عبادات و ایمان و همه چیز، اعتدال حسن است. هرگاه انسان به فضایل و مکارم اخلاق متحقق شود، حسن و نیکویی در باطن و ظاهر او ظهور مییابد. در باطن، معرفت که حسن نفس است و آرایش آن ایمان است پیدا میشود و در ظاهر، عبادت و طاعت که حسن بدن است و آرایش آن دین اسلام است ظاهر میشود. عدالت جسم را اقصی الکمال است. ثمره و نتیجه اعتدال، قرب و رحمت حضرت رب است. امام علی (ع) برای تأکید در حفظ اعتدال میفرماید بهترین مردم در مورد من گروه میانهرو هستند. ارسطو عدالت را اصل فضایل میدانست و میگفت هر یک از صفات بشری سه مرحله دارد: افراط، تفریط، اعتدال. افراط که تجاوز از حد است و تفریط که نشانه عجز است هر دو نکوهیده هستند اما اعتدال در هر صفت پسندیده است و فضیلت عبارت است از حفظ اعتدال و دوری از افراط و تفریط.
علامه طباطبایی عدالت را اعطاء کل ذی حق حقه و برپاداشتن مساوات میان امور به گونهای که هر چیز سهم مورد استحقاق خود را داشته باشد، تعریف کرده است. استاد مطهری با استفاده از روایت امیرالمؤمنین (ع) عدالت را «وضع الامور في مواضعها» و یا «اعطای حق به ذی حق یا عدم تجاوز به ذی حق» دانسته است. امام خمینی در کتاب شرح جنود عقل و جهل بیان داشته عدالت عبارت است از حد وسط میان افراط و تفریط و آن از امهات فضایل اخلاقیه است. عدالت مطلقه تمام فضایل باطنیه و ظاهریه و روحیه و قلبیه و نفسیه و جسمیه است، زیرا عدل مطلق مستقیم به همه معنی است. عدالت مطلق مختص به انسان کامل است. انسان کامل عدل مطلق است و بر اعتدال تام سیر میکند. عدالت در اخلاق نفسانی به معنای اعتدال در قوای نفسانی (شهویه، غضبیه و شیطانیه) است. افراط در هر یک از این قوا، انسان را از حقیقت یا فضیلت انسانیت خارج میکند. تفریط و قصور آنها نیز از مفسدات مقام انسانیت است. اگر از نقطه عبودیت تا مقام قرب ربوبیت خط مستقیمی فرض شود، طریق سیر انسان کامل از نقص به کمال، عدالت است که خط مستقیم و سیر معتدل است. صراط مستقیمی که انسان در نماز طالب آن است همین سیر اعتدالی است. اینکه در احادیث شریفه صراط را از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر دانستهاند، برای آن است که حد اعتدال و وسطیت حقیقتی باریک و دقیق دارد. اعتدال حقیقی جز برای انسان کامل که از اول سیر تا منتها هیچ انحرافی نداشته، برای کسی دیگر میسر نیست و آن به تمام معنی خط احمدی و محمدی است.