بسم الله الرحمن الرحیم
تشيع از همان آغاز عصر تدوين، سهم خود را در نگارش تاريخ اسلام داشت.

مسلمانان از همان قرون نخست، نوشتن تاریخ را آغاز کردند. شيعيان هم در این جنبش شرکت داشتند. آن‌ها به تاریخ سیره نبوی و تحولات عراق علاقه داشتند، اما مهم‌تر از همه، ثبت اخبار مربوط به علویان و جنبش‌های شيعى براى آنان اولویت داشت، چون مى‌دانستند که امويان اين اخبار را تحريف مى‌کنند يا از ميان مى‌برند.

در قرون اول، تک‌نوشته‌هاى تاريخى بسيار رايج بود. اما در ميان اهل سنت، طبرى توانست اغلب اين رساله‌ها را در اثر عظيم خود جمع كند. متأسفانه در شيعه چنين كارى صورت نگرفت و بسيارى از آثار تاريخى شيعه از بين رفت. تنها نمونه‌هاى اندكى مانند «وقعة صفين» و «الغارات» به دست ما رسيده است.

در سيره نبوى، شيعه با ديد مقدس‌ترى به زندگى پيامبر مى‌نگريست و بر عصمت آن حضرت تأكيد داشت. امام سجاد عليه‌السلام فرمود: «ما مغازى رسول خدا را چنان به فرزندان خود مى‌آموختيم كه سوره‌اى از قرآن را». اخبار سيره نزد امام باقر و امام صادق عليهماالسلام فراوان بود و بسيارى از آنها در كتب مكتوب آمده است. تفسير على بن ابراهيم قمى، که حدود يك‌چهارم آن به اخبار سيره و تاريخ انبيا اختصاص دارد، از جمله اين آثار است.

شيعيان به تاريخ اسلام به طور عموم هم علاقه داشتند. اصبغ بن نباته از كهن‌ترين مؤلفان شيعى، كتابى در مقتل امام حسين داشت. احمد بن عبيد الله ثقفى آثاری با عناوين «المبيضة فى اخبار مقاتل آل ابى طالب» و «تفضيل بنى هاشم و ذم بنى اميه» نوشت. ابراهيم بن محمد ثقفى نيز كه ابتدا زيدى مذهب بود و بعد امامى شد، آثاری مانند «المبتدأ و المغازى و الردة» و «الغارات» تأليف كرد. جابر بن يزيد جعفى هم كتاب‌هايى درباره جمل، صفين، نهروان و مقتل امام على و امام حسين عليهماالسلام داشت.

عبد العزيز جلودى ازدى كه از عالمان شيعى بصره بود، آثار بسيارى در تاريخ نگاشت: كتاب الجمل، كتاب صفين، كتاب الحكمين، كتاب الغارات، كتاب الخوارج، اخبار التوابين، اخبار المختار، و حتى كتابى درباره مناظرات امام رضا عليه‌السلام.

از برجسته‌ترين مورخان شيعى در عصر امامان، ابان بن عثمان احمر بجلى است. او كتاب ارزشمندى در اخبار انبيا و سيره رسول خدا داشت كه متأسفانه تنها بخش‌هايى از آن باقى مانده است. شيخ طوسى درباره كتاب او مى‌گويد: «آنچه از مصنفات او شناخته شده، كتابى است كه شامل مبدأ، مبعث، مغازى، وفات، سقيفه و ردّه مى‌شود.» اين كتاب در دسترس على بن ابراهيم قمى بوده و شيخ طبرسى در اعلام الورى بخش‌هاى زيادى از آن را نقل كرده است.

در قرن چهارم تا ششم، كتاب‌هاى «دلائل» رواج يافت. اين كتاب‌ها براى ثبت معجزات امامان و اثبات امامت آنان نوشته مى‌شد. نمونه‌هاى آن عبارتند از: دلائل الائمه عياشى، دلائل الامامة طبرى، و الخرائج و الجرائح راوندى. بخشى از تأليفات كلامى شيعه نيز به بحث از امامت كشيده شد و جنبه تاريخى پيدا كرد. كتاب «الاستغاثه فى بدع الثلاثه» و «كتاب سليم بن قيس» از اين دسته‌اند.

در قرن پنجم تا هفتم، كتاب‌هاى مستقلى درباره شرح حال دوازده امام نوشته شد. كهن‌ترين اثر مفصل در اين زمينه، «الارشاد» شيخ مفيد است. پس از آن «اعلام الورى» طبرسى و «المناقب» ابن شهر آشوب قرار دارد. «كشف الغمة» اربلى نيز از آثار مهم اين دوره است كه نقش بسيارى در ترويج تشيع در جهان اسلام داشت و بارها به فارسى ترجمه شد.

پس از گذر از قرن ششم و هفتم، تأليف در بيشتر زمينه‌هاى علمى دچار ركود شد. در دوره صفويه، تاريخ نگارى شيعى رونق گرفت و آثارى چون «بحار الانوار» علامه مجلسى پديد آمد كه هشت مجلد آن به سيره نبوى و مجلدات متعددى به تاريخ امامان اختصاص دارد. در همين دوره، مقتل‌نويسى براى عاشورا بسيار رايج شد و كتاب‌هايى با عناوينى مانند «بحر البكاء»، «بحر الدموع»، «طوفان البكاء» و «فيض الدموع» تأليف گرديد كه متأسفانه در آنها دقت تاريخى چندانی وجود نداشت و بيشتر بر جنبه‌هاى عاطفى و حزن‌انگيز تأكيد مى‌شد.

در دوره معاصر، تحولات سياسى ايران، ورود آثار تاريخى از كشورهاى عربى، و انتقادهاى روشنفكران، سبب شد تا دانش تاريخ جدي‌تر گرفته شود و آثار نوين و تحليلى درباره زندگى چهارده معصوم پديد آيد.

امام على عليه‌السلام در سيزدهم رجب سال سى‌ام عام الفيل، ده سال پيش از بعثت، به دنيا آمد. پدرش ابو طالب و مادرش فاطمه بنت اسد بود. رسول خدا وى را مادر خود مى‌خواند.