بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق (ع) ارسطو را به بزرگی یاد فرموده است بدین جهت که ارسطو مردم را از برهان وحدت صنع به وحدت صانع دلالت کرده است.

امام جعفر صادق (ع) در حدیث معروف به توحید مفضل، ارسطو را ستایش کرده است؛ چرا که او مردم را از راه برهان «وحدت صنع» به «وحدت صانع» راهنمایی کرده است. این نشان می‌دهد که ساحت علم و اندیشه، نزد پیشوایان دین چه قدر ارج و منزلتی دارد. در برابر این روش، برخی افراد ناآگاه یا بدسرشت به بزرگان علمی جسارت می‌کنند، در حالی که خود امام معصوم به فیلسوفی چون ارسطو احترام می‌گذارد. حتی در برخی روایات آمده که هر گاه فردی از امت پیامبر به کمال می‌رسید، او را «ارسطاطالیس این امت» خطاب می‌کردند. همچنین نقل شده که عمرو عاص از اسکندریه نزد پیامبر آمد و گفت گروهی را دید که با احترام از ارسطو نام می‌برند و او را لعن می‌کنند. پیامبر فرمود: بس کن، ارسطو پیامبری بود که قومش او را نشناختند. این روایت نشان می‌دهد که مقام ارسطو چنان والاست که برخی او را از پیامبران شمرده‌اند.

بزرگی ارسطو از آن روست که او برهان «وحدت صنع» را اقامه کرد. معنای وحدت صنع این است که نظام هستی چنان هماهنگ و منظم است که گویی یک صنعتگر دانا و توانا آن را ساخته است. ارسطو استدلال می‌کند که امور اتفاقی و عارضی، یک‌باره و نادر رخ می‌دهند، اما نظم همیشگی و پایدار جهان، حتماً صانعی مدبّر می‌خواهد. مثلاً اگر سیل درختی را ریشه‌کن کند و آن درخت به‌طور اتفاقی روی سیل‌بند بیفتد، این یک اتفاق نادر است. اما این که خورشید هر روز طلوع کند، شب و روز پی در پی آیند، بدن انسان با همه ظرایفش همیشه بر یک روال عمل کند، این‌ها عادت همیشگی طبیعت است. چنین نظمی نمی‌تواند بدون تدبیر باشد. ارسطو معتقد بود که جهان «قوسموس» یعنی زینت نامیده می‌شود، چون در غایت زیبایی و آراستگی آفریده شده است. او منکرانی را که هر چیز را به‌طور تصادفی می‌دانستند، رد کرد و گفت آنچه بالعرض و اتفاقی است، نمی‌تواند مبنای نظام هستی باشد. اگر انسانی ناقص‌الخلقه به دنیا بیاید، یک آفت استثنایی است، نه قانون کلی. قانون کلی این است که بیشتر انسان‌ها با دو دست و دو پا و پنج انگشت متولد می‌شوند. این قانونمندی نشان می‌دهد که صنع، همیشگی و بر اساس تقدیر و اندازه است.

امام صادق (ع) همین روش استدلالی ارسطو را تأیید کرده و آن را مبنایی برای شناخت خدای یگانه قرار داده است. وحدت صنع یعنی شما در تمام اجزای جهان، یک ریتم و هماهنگی می‌بینید؛ از حرکت سیارات گرفته تا خلقت انسان و حیوان. قرآن کریم نیز به همین حقیقت اشاره می‌کند: «لو كان فيهما آلهة إلا الله لفسدتا» (اگر در آسمان و زمین خدایانی غیر از خدا بودند، هر دو تباه می‌شدند). یعنی اگر دو مدبر متفاوت وجود داشت، نظم جهان به هم می‌ریخت. پس این هماهنگی شگفت‌انگیز، خود گواه روشنی است بر این که مدبر جهان یکی است. همچنین قرآن می‌فرماید: «ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت» (در آفرینش خداوند رحمن هیچ تفاوت و بی‌نظمی نمی‌بینی). همین بی‌نظمی در نظام هستی، بهترین دلیل بر یگانگی آفریدگار است. ارسطو این برهان را «از وحدت صنع به وحدت صانع» نام نهاد و امام صادق (ع) او را بدین خاطر ستود. این برهان، یک قیاس منطقی ساده و در عین حال محکم است: هر صنع همیشگی و منظمی، صانعی دانا دارد. نظام هستی همیشگی و منظم است. پس نظام هستی، صانعی دانا دارد و وحدت آن نظام، نشانه وحدت آن صانع است. این است همان «قسطاس مستقیم» که قرآن از آن یاد کرده است.