مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
پنهان‌داشتن اسرار خاندان رسالت از دسترس نااهلان و رعایت دقیق تقیه و مدارا با مردم، بنیادی‌ترین سپر برای صیانت از دین و سلامت جان و روان رهروان در روزگار فتنه است.

سیره اخلاقی، تربیتی، فکری و رفتاری در مواجهه با جامعه و طبقات گوناگون مردم اقتضا می‌کند که سخن گفتن و بازگویی معارف همواره بر پایه میزان ظرفیت، توان عقلی، سطح درک و کشش روحی مخاطبان تنظیم شود. مطرح ساختن حقایق بسیار ژرف، مباحث غامض و دشوار و اسرار سنگین ولایت پیش از آنکه بسترهای لازم پذیرش، بینش و دانایی در جان و اندیشه شنونده فراهم شده باشد، هیچ پیامدی جز انکار حقیقت، بدگمانی، سوءفهم، گمراهی و تکذیب مبانی استوار هدایت الهی و رسالت به دنبال نخواهد داشت. انسان‌ها در مواجهه با مسائلی که فراتر از وسعت اندیشه و گنجایش معرفتی آنان است، ناخودآگاه به سمت نفی و رد پیش می‌روند و این امر، مایه محرومیت خودشان و گسترش دشمنی با سرچشمه‌های راستی می‌گردد. ازاین‌رو، کتمان، حفظ مراتب، رازپوشی و صیانت از اسرار الهی در برابر نااهلان، منکران و بیگانگان با طریق حق، نه یک کناره‌گیری منفعلانه یا گریز از مسئولیت، بلکه رکنی بنیادین، وظیفه‌ای خطیر و شالوده‌ای استوار برای پذیرش و حمل راستین بار امانت ولایت به شمار می‌آید.

پذیرش و پیمودن مسیر حقیقت تنها در باورهای ذهنی، محفوظات علمی یا ادعاهای زبانی خلاصه نمی‌شود، بلکه پایبندی همه‌جانبه به سکوت و رازداری در مواضعی که فرمان به خاموشی و پرده‌پوشی داده شده، عین تقوا، کمال ایمان و تجلی تسلیم کامل در برابر دستورهای پروردگار و اولیای اوست. جلب محبت، پیوند زدن دل‌های عموم مردم به سرچشمه زلال راستی و هدایت پایدار جامعه به سوی رستگاری، همواره از مسیر گفتگوی منطقی، آمیخته با مدارا، رعایت آداب اخلاقی و عرضه مفاهیم آشنا، ملموس و قابل درک می‌گذرد. در نقطه مقابل، سخن‌گفتن نسنجیده، احساسی، شتاب‌زده و بی‌پروا پیرامون اسرار باطنی در پیشگاه نااهلان یا انسان‌های لجوج و سست‌باور، آسیبی به مراتب سنگین‌تر، ویران‌کننده‌تر و جان‌سوزتر از شمشیر دشمنان و جنگاوران میدان نبرد بر پیکره جامعه ایمانی و پیروان راستین وارد می‌سازد. گشودن زبان بر آنچه مصلحت در پنهان ماندن آن نهفته است، کینه‌های خفته را بیدار می‌کند، فتنه‌های تباه‌کننده را دامن می‌زند، امنیت جانی و روانی انسان‌های پاک را به خطر می‌اندازد و تباهی بهره‌های مادی، معنوی، فردی و اجتماعی را در دنیا و آخرت به بار می‌آورد.

معارف بلند و رازهای قدسی که سلسله‌مراتب انتقال پاک خود را از ساحت قدس وحی و فرشتگان مقرب تا پیشوایان الهی پیموده‌اند، امانت‌های گران‌قدری هستند که نباید به دستمایه مباحثات پوچ، گفتگوهای نسنجیده در کوی و برزن و مجالس عمومی تبدیل شوند. افشای این رازها و رها کردن تقوا، زمینه تسلط ستمکاران را فراهم می‌آورد و خون‌های بی‌گناهان را به زمین می‌ریزد. هرگونه تفسیر به رأی، تحریف کلام بر پایه هوس‌های نفسانی، بازیچه قرار دادن آموزه‌ها یا شکستن حریم‌های امنیتی، پیوند روحی فرد با هدایتگران الهی را می‌گسلد و او را به ورطه هلاکت و سرگردانی می‌کشاند. پایداری در این روزگار پر از آشوب و فتنه‌های متراکم، نیازمند صبری ژرف، مهار زبان، پرهیزگاری استوار، عمل خردمندانه به تقیه و پایبندی تام به حدود و مرزهایی است که در سیره و آموزه‌های اولیای حق معین شده است تا دین، جان و جامعه از گزند تندبادهای سخت زمانه محفوظ بماند.