بسم الله الرحمن الرحیم
تنها حکومتی میتواند جامعه را از بحران نجات دهد که هم بر پایه فلسفه و استدلال باشد و هم ریشه در دین و آموزههای الهی داشته باشد.
انسان از قدیمترین زمانها به این دلیل که به تنهایی نمیتوانست همه نیازهایش را برطرف کند، زندگی اجتماعی را شروع کرد. اول خانواده را تشکیل داد، بعد قبایل و بعد شهرها پدید آمدند. هر چه جمعیت بیشتر میشد، اختلاف سلیقهها و نظرها هم بیشتر میشد. برای همین، وجود یک فرد آگاه و توانا که بتواند امور را مدیریت کند و اختلافات را حل کند، ضروری بود. به این فرد «حاکم» میگویند. پس حکومت و سیاست از همان ابتدای شکلگیری اولین جوامع بشری، یک نیاز همیشگی بوده است.
ابونصر فارابی که در سده چهارم هجری زندگی میکرد، یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ اسلام است. او به خوبی دریافته بود که خلافت اسلامی از مسیر اصلی خود منحرف شده و به سلطنت مطلقه تبدیل گشته است. نظامهای سیاسی زمان او پر از بحران و فساد بودند. فارابی میدانست که راه برونرفت از این بحران فقط از راه درک فلسفی و بازگشت به آموزههای دینی میگذرد. برای همین، فلسفه سیاسی خود را به نام «مدینه فاضله» طراحی کرد. در این مدینه، رهبری جامعه بعد از پیامبر و امام به کسی سپرده میشود که هم حکمت داشته باشد، هم فقاهت و هم توانایی رهبری.
اطلاعات دقیقی از زندگی شخصی فارابی در دست نیست. بیشتر آنچه میدانیم، کلی و همراه با ابهام است. او حدود سال ۲۵۷ قمری در منطقه فاراب یا فاریاب به دنیا آمد. برخی او را ترکنژاد و برخی ایرانیالاصل میدانند. او در همان زادگاهش مقدمات علوم را یاد گرفت و حتی به کار قضاوت هم مشغول بود. بعدها برای ادامه تحصیل به بغداد رفت که در آن زمان بزرگترین مرکز علمی جهان اسلام بود. در بغداد نزد استادانی مثل ابوبشر متی بن یونس منطق آموخت و نزد ابن سراج نحو خواند. گفته میشود او به هفتاد زبان آشنایی داشت و این توانایی را در تألیفاتش به کار گرفته است.
فارابی بعد از مدتی به حران رفت و نزد یوحنا بن حیلان تحصیل کرد، اما دوباره به بغداد برگشت. او آثار ارسطو را با دقت بسیار مطالعه کرد. مشهور است که کتاب «نفس» ارسطو را صد بار خوانده بود. به خاطر تسلطش بر آثار ارسطو، به او لقب «معلم ثانی» دادند. او بعدها به حلب و دربار سیف الدوله حمدانی، حاکم شیعی مذهب، پیوست. بیشتر کتابهایش را در همان جا نوشت. زندگی ساده و پارسایانهای داشت و به مسائل مادی توجهی نمیکرد. برخی او را به گوشهنشینی متهم کردهاند، اما حقیقت این است که او در بغداد در متن حوادث سیاسی روزگارش بود و بعد از ناامیدی از اصلاح اوضاع، به نوشتن روی آورد. در اواخر عمر در دمشق زندگی میکرد و سرانجام در سال ۳۳۸ قمری در همان جا از دنیا رفت.
فارابی در همه علوم زمان خود تبحر داشت. از منطق و فلسفه گرفته تا موسیقی و ریاضیات. او را مؤسس فلسفه اسلامی میدانند، نه فقط یک مقلد ساده از یونانیان. درباره مذهب او، بیشتر محققان معتقدند که شیعه بوده است. آثار زیادی از او به جا مانده؛ از جمله «آرای اهل مدینه فاضله»، «السیاسة المدنیه» و «تحصیل السعادة».
عوامل مهمی در شکلگیری شخصیت علمی او نقش داشتند. مهمترین عامل، اوضاع آشفته زمانه بود. قرن سوم و چهارم هجری دوره زوال بنیادهای سیاسی و اجتماعی جهان اسلام بود. جنگهای داخلی، ظهور فرقههای مختلف، ظلم و فساد حاکمان عباسی، همه دست به دست هم داده بودند تا جامعه اسلامی را به نابودی بکشانند. فارابی که در چنین فضایی زندگی میکرد، نمیتوانست بیتفاوت بماند. خاطره حکومت عادلانه پیامبر و تبدیل غمبار آن به سلطنت مطلقه، او را به فکر طراحی مدینه فاضله انداخت. او میخواست با نشان دادن یک الگوی آرمانی، مردم را به سمت حکومت درست و عادلانه تشویق کند و راه فرار از ظلم و فساد را به آنان نشان دهد.