بسم الله الرحمن الرحیم
تمایل جنسی یکی از آشکارترین نشانههای قدرت الهی است که در نهاد انسان نهاده شده و باید در مسیر صحیح و متعادل خود هدایت شود.
تمایل جنسی از ابتدا در نهاد آدمی آفریده شده و زیربنای بسیاری از فعالیتها، کوششها و دلرباییهای زندگی فردی و اجتماعی است. این غریزه چنان قدرتمند است که برخی دانشمندان را وادار به مبالغهگویی کرده است. فروید، روانکاو مشهور، معتقد است مکیدن پستان مادر توسط فرزند، عشق مادر به فرزند، محبت برادر و خواهر، استاد و شاگرد، و حتی تمام عواطف بشری، ریشه در تمایل جنسی دارد. به عقیده او، یک پدیده عشقی هنگام کاوش، در نهایت به ریشه جنسی میرسد و نباید بین جنسیت به معنای خاص و عام آن تفاوت قائل شد. او معتقد است تمایلات شدید به اشیاء، عقاید یا مسلکها نیز از همان تمایل جنسی سرچشمه میگیرد که به دلیل ناکامی، از ضمیر خودآگاه رانده شده و از طریق مکانیسمهای تصعید و تبدیل، به شکلی متعالی تغییر شکل داده است.
این سخنان از نظر اسلام پر از مبالغه و بر خلاف منطق فطرت است. موریس وبس، استاد دانشگاه استراسبورگ، نیز معتقد است پذیرش کامل نظریات فروید اغراقآمیز است و تصفیهای در آنها لازم است. او تأکید میکند نباید مسائل جنسی را با تولید مثل اشتباه کرد و کودک، به ویژه در دوران دوم کودکی (۳ تا ۶ سالگی)، دارای مبادی جنسی است که این موضوع مختص انسان نیست و در میمونها نیز دیده میشود.
عقاید فلاسفه و روانشناسان درباره تمایل جنسی به سه دسته تقسیم میشود: تفریط، افراط، و ارزش واقعی. در نگاه تفریطی، که ریشه در آیینهایی مانند مسیحیت و بودایی دارد، علاقه جنسی ذاتاً پلید دانسته میشود. برتراند راسل معتقد است که در هر جا مسیحیت و بودا پیروز شدند، عقیده به پلیدی روابط جنسی تفوق یافت. در یونان و روم باستان نیز طریقه کلبیون جای اپیکور را گرفت و افلاطونیان نو نیز ریاضتطلب بودند. این عقیده از ایران به سمت باختر پخش شد که ماده عین تباهی است و هر گونه رابطه جنسی ناپاک است. کلیسای مسیحیت نیز تجرد حضرت عیسی را به دلیل پلیدی عمل جنسی توجیه کرد و شرط وصول به مقامات عالی روحانی را تجرد دانست. طبق نظر سن پول، تولید نسل هدف فرعی ازدواج است و هدف اصلی، جلوگیری از فسق بوده است. ممنوعیت طلاق در مسیحیت نیز مجازاتی برای کسانی بود که خود را از بهشت تجرد بیرون آورده و به دوزخ ازدواج رسانده بودند. این تفکر، قرنها وجدان بشر را تحت نفوذ ترس قرار داد و به عقیده روانکاوان، اختلالات روانی و بیماریهای روحی زیادی ایجاد کرد.
عکسالعمل این تفریط، جهش به سوی افراط بود. راسل معتقد است باید اخلاق کهن را نسبت به تمایل جنسی واژگون کرد و اخلاقی نوین بنیاد نهاد. او میگوید علل ایجاد اخلاق کهن، مانند مالکیت مرد بر زن، حسادت، اعتقاد به پلیدی رابطه جنسی، و عوامل اقتصادی، دیگر وجود ندارد و با کشف وسایل ضدبارداری، ازدواج اختصاصی مفهوم ندارد و روابط باید کاملاً آزاد باشد. او حتی پیشنهاد میدهد که تولید نسل فقط به زنان و مردانی که از نظر ارثی واجد شرایطند، اجازه داده شود و بقیه فقط نقش عشاق را ایفا کنند. راسل همچنین توصیه میکند مردان حسادت خود را کنترل کنند و از مردان بیگانه که همسرشان را خوشحال میکنند، تشکر نمایند.
اما ارزش واقعی تمایل جنسی، نه در تفریط و نه در افراط، بلکه در نگاه متعادل اسلام نمایان میشود. اسلام تمایل جنسی را پلید نمیداند و اجتناب از آن را جایز نمیشمارد، اما آن را تا حد پرستش هم نمیرساند. قرآن کریم، جفتآفرینی برای انسان را یکی از نشانههای خداوند معرفی میکند و به سکونت، مودت و رحمت حاصل از ازدواج اشاره مینماید. اسلام با آیات و روایات فراوان، ازدواج را سنت پیامبر، محبوبترین بنا در اسلام، و نشانهای از اخلاق انبیا معرفی میکند و ارضای غریزه را بر مجرای فطرت و در محیط قانون و نظم خانواده توصیه مینماید. در عین حال، کنترل شهوت را نشانه رتبه بزرگ نزد خداوند میداند و تندروی در شهوت را سرعت در آفات معرفی میکند. این نگاه متعادل و واقعبینانه، بدون افراط و تفریط، تنها در اسلام یافت میشود.