بسم الله الرحمن الرحیم
تصوف و عرفان مفهومی کلی و دارای مصادیق گوناگون است که تعریف حقیقی آن بر اساس درک باطنی و شهود یگانگی شکل میگیرد.
شناخت حقیقت از دو مسیر شریعت و اندیشه متمایز میشود. عابد با تکیه بر انجام تکالیف و زاهد با چشمپوشی از بهرههای مادی در پی پاداش اخروی و رهایی از کیفر هستند و در واقع نوعی دادوستد معنوی را پیش میبرند. در مقابل، رویکرد اصیل باطنی بر پیراستن درون از هر آنچه غیر حق است استوار است و انگیزه آن نه طمع بهشت است و نه ترس از دوزخ، بلکه تنها شایستگی معبود برای ستایش مدنظر قرار دارد. مرز بنیادین میان این مسیرها، گذر از ظاهر اعمال و راهیابی به ساحت باطن و عالم غیب است؛ جایی که دل از دلبستگیها رها شده و برای تابش انوار قدسی مهیا میگردد.
در ساحت تفکر و شناخت، جریانهای گوناگونی شکل گرفتهاند. متکلمان استدلال عقلی را مقید به تطابق با ظواهر شرعی و دفاع از عقاید دینی میدانند و بر مبادی جدلی تکیه دارند. پیروان حکمت مشاء عقل نظری و برهان را برای ادراک حقایق جهان کافی میشمارند و به منابع شهودی تکیه نمیکنند. در دیدگاه اشراقی، عقل و استدلال با تصفیه درون و اشراقات نوری همراه میشود. اما در عمیقترین مرتبه شناخت، وصول به حقیقت، یگانگی و رهایی از خودی بر پایه سیر، سلوک، کشف و دریافت حضوری قرار دارد و بینش و شهود قلبی بر دانش حصولی برتری مییابد.
ارکان اساسی این مرتبه از بینش بر چند اصل استوار است: نخست، اصل یگانگی و وحدت است؛ هستی یک حقیقت مطلق و یگانه است و تمامی پدیدهها و دگرگونیها، جلوهها و مظاهر خیالی آن دریای واحد هستند که نباید آنها را ذاتی مستقل پنداشت. دوم، شهود و علم حضوری است که از راه رهایی از تعینات و ادراک مستقیم باطنی حاصل میشود و فراتر از حواس ظاهری و استدلالهای محدود مفهومی عمل میکند. سوم، فنا و برطرف شدن تعین و خودی بنده است؛ حجاب اصلی میان انسان و حقیقت، همان پندار هستی مستقل برای خویش است و با فروریختن این تعینات، یگانگی پدیدار میگردد. چهارم، ریاضت و جهاد با نفس است؛ برای نیل به دگرگونی درونی و مرگ اختیاری، مهار هواهای نفسانی و رنج کشیدن در مسیر طاعت و پرهیزگاری ضرورت دارد. با این حال، عمل و مجاهده بهتنهایی کافی نبوده و کارساز نهایی، جذبه و کشش از جانب حقیقت است.
عشق، محرک و بنیاد آفرینش، پرستش و بازگشت تمام موجودات به سرچشمه هستی است. تجلی زیبایی مطلق، انگیزه پیدایش ماسوا بوده و همانند کششی پنهان، تمامی ذرات را در پیوستگی و میل به کمال نگه میدارد. ازاینرو، نگرش به هستی با مهربانی، صلح و محبت به تمام موجودات گره میخورد، چرا که هر ذره آیینهای از جمال محبوب است. همچنین حفظ اسرار باطنی، رعایت ادب در برابر حقیقت و بهکارگیری آداب و روشهایی چون خلوت، ذکر، ملازمت با راهنمای آگاه و سیاحت، ابزارهایی برای پالایش روان و گشایش جان هستند. از دیدگاه واژهشناسی نیز، این عنوان در اصل از پوشیدن جامه خشن پشمین بهعنوان نمادی از سادگی، فروتنی، دوری از تفاخر و تحمل سختیهای مجاهده نشان دارد.