بسم الله الرحمن الرحیم
کعبه، دست خدا در زمین است. طواف آن، طواف اطراف عرش خداست.
خداوند برای آنکه انسان را فرشتهخو کند و آثار فرشتگان را در او ظاهر نماید، دستور طواف کعبه را داد. فرشتگان اطراف عرش الهی به یاد خدا طواف میکنند و تسبیح میگویند. انسان وارسته نیز باید دور کعبه بگردد، به نام خدا زمزمه کند و برای دیگران طلب آمرزش نماید.
کعبه را «بیت عتیق» نامیدهاند. عتیق یعنی آزاد. این خانه ابداً مالک کسی نشده و مالكی جز خدا ندارد. از رقیت، مالكیت و ملكیت غیر خدا آزاد است. انسان اطراف این خانه آزاد طواف میکند تا درس آزادگی بیاموزد. طواف اطراف خانه آزاد، انسان را آزاد میکند که ملك كسى نشود و بنده كسى نگردد.
علی بن ابیطالب فرمود: بنده شهوت، ذلیلتر از بنده زرخريد است. طواف اطراف کعبه، انسان را از شهوت و غضب آزاد میکند. اگر برگ توت با تربیت تبدیل به حریر و پرنیان میشود، چرا انسان با تربیت فرشته نشود؟ حج، بهترین آیین فرشته شدن است. اگر کسی خانه پاک را زیارت کرد و پاک نشد، بدا به حالش.
این خانه، خانه طهارت است و طواف آن، طواف حرم طهارت. نتیجه طواف کعبه، طاهر شدن است. همانگونه که قرآن کتاب طاهر و مطهر است و دستیابی به معارف آن جز با طهارت دل ممکن نیست، کعبه نیز خانه پاک خداست و کسی در حرم آن طواف میکند که پاک باشد. معصومان به حقیقت کعبه میرسند و شاگردانشان به مقدار طهارتشان بهرهمند میشوند.
خداوند کعبه را به دست پاکترین و موحدترین بشر، یعنی ابراهیم و اسماعیل، بنا کرد. این دو پیامبر با خلوص کامل خانه را ساختند؛ نه در معماران شرك راه داشت، نه در بنا و نه در احداث و مرمت آن. خلوص آنان به حدی بود که خداوند خانه ساخته شده به دست آن دو را به خود نسبت داد و فرمود: این خانه، خانه خداست. آنگاه به آنان دستور داد این خانه را برای طوافکنندگان، نمازگزاران، ركوع و سجود كنندگان پاك و تطهیر کنند.
كعبه، مركز مساوات و برادری است. خداوند مسجدالحرام را برای همگان یکسان قرار داد. دور و نزدیک در كنار كعبه یکسان است؛ شهرى و روستایى در پیشگاه کعبه مساویند. آشنا و بیگانه در حضور کعبه برابر و برادرند. هر کس از هر نقطه عالم بیاید، با دیگران یکی است. ابراهیم مأمور شد همگان را دعوت کند و در مقابل، خدا فرمود اینجا برای همه باز است. طواف در مسجدی که برای همگان یکسان است، درس مساوات و طهارت میدهد.
حج، سیر إلى الله است. «و لله على الناس حج البیت» یعنی حج مال خداست و این تعبیر تنها مخصوص حج است. اگر کسی به قصد سیاحت یا تجارت به مکه رود، سیر او إلى الله نیست. حج ضیافت الهی است. ماه رمضان آغاز ضیافت و ذیحجه پایان آن است. در ماه رمضان، خدا به بندگان صالح خود دستور میدهد از او حج طلب کنند و در مراسم حج، خواستهها را عطا میکند.
حج، فرار إلى الله و ترك ماسوى الله است. اگر گناه در بیرون دروازه قلب باشد، انسان میفهمد بد میکند. اما اگر گناه از درون به بیرون راه پیدا کند، زمينه «آتش برافروخته خدا كه بر دلها احاطه دارد» فراهم میشود و دیگر بد را خوب و خوب را بد میپندارد. چنین کسی درون و بیرون خود را پر از شیطان و مار و عقرب کرده است.