مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
انسان کون جامع و کاملی است که تمامی اسماء و صفات بر او تجلی یافته و او را آیینه تمام‌نمای خویش ساخته‌اند.

شکل‌گیری حقیقت انسانی در نظام هستی بر پایه‌هایی استوار است که مبدا تمامی حرکت‌ها و دگرگونی‌های معنوی به شمار می‌رود. وجود انسان برآیند و عصاره‌ای از تمامی مراتب خلقت است که حقایق گوناگون را در ساختار خود گرد آورده و آیینه‌ای برای بازتاب کمالات شده است. این ساختار وجودی به گونه‌ای طراحی گردیده که توانایی پذیرش تمامی جلوه‌ها را دارد و هیچ مرتبه‌ای از مراتب هستی خارج از حیطه دریافت و انعکاس آن قرار نمی‌گیرد. هر دگرگونی و تحولی که در این مرتبه رخ می‌دهد نشان از ظرفیت بی‌کران و دگرگونی‌پذیری لحظه‌ای آن دارد، زیرا در هر آن، جلوه‌ای تازه رخ می‌نماید و واردات معنوی نوینی بر باطن نقش می‌بندد. این پویایی مداوم سبب می‌شود که ثبات در یک حالت خاص امکان‌پذیر نباشد و سیر در مراتب وجودی به صورت پیوسته ادامه یابد. توانایی دستیابی به عالی‌ترین مراتب کمال در نهاد این حقیقت ودیعه گذاشته شده و امکان صعود تا بالاترین درجه تعنیات وجودی فراهم گردیده است. دستیابی به این مقام عالی و نیابت مستقیم از مبدا هستی، واسطه‌گری در جریان فیض وجود را به دنبال دارد و هر آنچه در بستر خلقت صورت می‌پذیرد، از مجرای این حقیقت جامع گذر می‌کند.

جامعیت و مظهریت، شاخصه اصلی این مرتبه از وجود است. اگر تمامیت هستی و مراتب آن در قالب ساختاری جامع در نظر گرفته شود، این حقیقت مانند متنی کامل است که تمامی ابعاد عقلانی، قلبی و نفسی را در خود جای داده و جامع تمامی معانی و حقایق است. باطن این مرتبه از چنان شرافتی برخوردار است که درک آن تنها برای پاک‌یافتگان از حجاب‌های ظلمانی امکان‌پذیر می‌شود. وجودی که تمامی صفات و جلوه‌ها را به صورت یکپارچه و بسیط در خود جمع کرده، منشا بروز و ظهور بقیه موجودات می‌گردد و سایر مراتب خلقت به عنوان جلوه‌ها و نشانه‌هایی از این حقیقت متجلی می‌شوند. قابلیت پذیرش کمالات در این مرتبه به گونه‌ای است که تمامی جلوه‌های جمالی و جلالی را پذیرا می‌شود و عدالت و تعادل میان تمامی ویژگی‌ها را برقرار می‌سازد. در میان تمام مراتب موجود در آفرینش، تنها این ساختار جامع است که توانایی شمول بر همه امور را دارد و همین ویژگی سبب برتری و امتیاز آن بر سایر مراتب می‌گردد.

دیدار و مشاهده کمالات به صورت مفصل و کامل تنها از طریق آیینه وجودی این حقیقت امکان‌پذیر است. اگرچه هر موجودی در حد و اندازه ظرفیت خویش بازتاب‌دهنده جلوه‌ای از هستی است، اما کاستی‌های موجود در ظرفیت آن‌ها مانع از نمایش کامل و بی‌نقص تمامی کمالات می‌شود. این حقیقت جامع همانند آیینه‌ای شفاف و بدون تیرگی، تمامی خصوصیات و صفات را به عالی‌ترین شکل ممکن منعکس می‌کند و نوری که بر آن می‌تابد به تمامی مراتب دیگر بازتاب داده می‌شود. بنابراین، بهره‌مندی سایر موجودات از کمالات و فیوضات، به واسطه قرار گرفتن در برابر این آیینه تمام‌نما صورت می‌گیرد. هدف نهایی از خلقت و تکوین مراتب گوناگون جهان، دستیابی به همین واسطه و مرآت کامل بوده است؛ از همین رو، اجزای گوناگون هستی پدید آمدند تا بستر لازم را برای ظهور و بروز این حقیقت نهایی فراهم سازند.

شناخت و معرفتی که در این مرتبه پدید می‌آید، عمیق‌ترین و کامل‌ترین نوع آگاهی است که عبادت و بندگی راستین را به دنبال دارد. میزان آگاهی و بندگی هر موجودی وابسته به اندازه ظرفیت و استعداد ذاتی اوست. موجوداتی که تنها جلوه‌گر یک بُعد یا یک صفت خاص هستند، بندگی آنان نیز محدود به همان جنبه خواهد بود و توانایی درک تمامی ابعاد را ندارند. اما مرتبه‌ای که از جامعیت کامل برخوردار است، معبود را با تمامی کمالات و صفات درک می‌کند و بندگی خالصانه و تام را به عرصه ظهور می‌رساند. حقیقت بندگی در درک درست مالکیت و ربوبیت نهفته است و هرچه این درک عمیق‌تر باشد، خضوع و خشوع در برابر مبدا هستی کامل‌تر خواهد بود. بنابراین، عبادت کامل و شایسته تنها از عهده مرتبه‌ای برمی‌آید که به تمامیت معارف دست یافته باشد و با تمام وجود، مراتب تسلیم و بندگی را به جا آورد.

این حقیقت به منزله روح و جان سراسر عالم عمل می‌کند. همان‌طور که حیات و پویایی جسم به وجود روح بستگی دارد و با جدایی روح، پیکر دچار فروپاشی و نابودی می‌گردد، حیات و بقای تمامی مراتب خلقت نیز به حضور این حقیقت جامع وابسته است. جریان فیض و رحمت در تمام رگ‌های هستی از این سرچشمه جاری می‌شود و در صورتی که این ارتباط گسسته شود، تمامی بنای آفرینش در هم پیچیده شده و نیستی بر همه جا سایه می‌افکند. این سریان و جریان مداوم سبب می‌شود که این حقیقت در تمامی موجودات حضور داشته باشد و از نخستین مراحل ظهور تا آخرین مراتب خلقت را در بر گیرد. این احاطه و سریان کامل، آگاهی شهودی بر تمام جزئیات و کلیات را به ارمغان می‌آورد و آن را به عنوان نگین حفظ و نگهداری گنجینه‌های غیبی در جایگاه نیابت و خلافت تثبیت می‌سازد.