بسم الله الرحمن الرحیم
انفاق وقتی معنا دارد که انسان را به حرکت، رشد و پیوند واقعی برساند، نه اینکه او را متوقف و تحقیر کند.
انفاق فقط جابهجایی مال نیست و صرفِ پر کردن شکمها یا نمایش داراییها بهحساب نمیآید. اگر بخشش به همین حد تقلیل پیدا کند، نهتنها ارزشمند نیست، بلکه میتواند ضدّ ارزش شود؛ چون انسان را تا سطح موجودی مصرفکننده پایین میآورد، عزت او را میشکند و نیروی حرکت و تلاش را در او میکُشد. چنین کاری بهجای ساختن، ویران میکند و بهجای رشد، وابستگی میسازد.
ارزش هر کار به نتیجهای است که میسازد و ثمری که بهدنبال میآورد. انفاقی ارزشمند است که انسان را بالا بکشد، نگاه او را عمیقتر کند و او را وارد میدان حرکت و مسئولیت نماید. اگر بخشش باعث شود گیرنده از تلاش بازبماند، شخصیتش خرد شود یا احساس حقارت کند، این انفاق از مسیر خودش خارج شده است. در این حالت، کمک ظاهراً خیرخواهانه، در باطن ضربهزننده است.
وقتی انفاق با سازندگی همراه میشود، مسیر عوض میگردد. سازندگی یعنی ایجاد توان، نه صرفاً رفع نیازِ موقت. یعنی انسان بعد از دریافت، محکمتر بایستد، امیدوارتر شود و آمادهتر برای ادامه راه. چنین بخششی دوستی میسازد، فاصلهها را کم میکند و دلها را به هم نزدیک میسازد. رفتوآمدها شکل میگیرد، سوءظنها میریزد و دیوارهایی که میان آدمها کشیده شده، آرامآرام فرو میافتد.
همبستگی، ثمره طبیعیِ انفاق سازنده است. وقتی بخشش بهصورت درست انجام شود، انسانها احساس میکنند در یک مسیر مشترکاند و بار همدیگر را میفهمند. این پیوند، فقط عاطفی نیست؛ فکری و عملی هم هست. گفتوگو، همکاری و همراهی شکل میگیرد و جامعه از حالت تکهتکه بیرون میآید. در چنین فضایی، کمک گرفتن و کمک دادن، تحقیرآمیز یا برتریجویانه نیست، بلکه بخشی از یک جریان زنده است.
یگانگی، مرتبه بالاتری از همین پیوند است. وقتی انفاق بهدرستی جا میافتد، انسانها خودشان را جدا از هم نمیبینند. درد یکی، درد دیگری میشود و رشد یکی، به نفع همه تلقی میگردد. اینجا دیگر بحث «دهنده» و «گیرنده» به معنای رایجش کمرنگ میشود و نگاه، الهیتر و عمیقتر میگردد. انسان میفهمد که دارایی، امانت است و جریان باید ادامه پیدا کند، نه اینکه در یک نقطه جمع و فاسد شود.
در چنین نگاهی، بخشش نه از سر ترحم است و نه از موضع بالا. انفاق پلی میشود برای عبور از خودخواهی و وابستگی. بعضیها با شنیدن حرفها قانع نمیشوند و تا نمونهای زنده نبینند، قدم برنمیدارند. برای اینها، انفاق عملی، درس است؛ درسی که با عمل داده میشود، نه با شعار. وقتی کسی حاضر میشود از مال، اعتبار، وقت یا قدرتش بگذرد، ترس دیگران میریزد و راه باز میشود.
انفاقِ درست، نیروی پرواز است. آدمهایی که سالها مردد ماندهاند، با دیدن این گذشتها جرئت حرکت پیدا میکنند. اینجاست که بخشش، فقط کمک به دیگری نیست، بلکه آزاد کردن خود و دیگران از بند ترس، حرص و رکود است. چنین انفاقی نه ارتجاعی است و نه تخریبی؛ زنده است، رو به جلوست و انسانساز.
در این مسیر، انسان یاد میگیرد که دارایی اگر در جریان نیفتد، میگندد. آنچه میماند، حرکت است و رشدی که از دل این حرکت بیرون میآید. انفاق وقتی به این معنا برسد، نه تنها چیزی را کم نمیکند، بلکه همهچیز را زندهتر و پربارتر میسازد.