بسم الله الرحمن الرحیم
«امامت ادامهی نبوت در هدایت انسان است، نه در دریافت وحی».
من در این گفتار نخست میخواهم روشن کنم که واژهی «امامت» در اسلام چه معنا و جایگاهی دارد. بسیاری گمان میکنند امامت صرفاً نوعی ریاست اجتماعی یا زعامت سیاسی است، حال آنکه در منطق قرآن و سنت، امام کسی است که پس از پیامبر، مسؤولیت هدایت کلی انسانها در مسیر رشد و کمال را بر عهده دارد؛ همان کاری که پیامبر میکرد، با این تفاوت که وحی جدیدی دریافت نمیکند.
در اسلام، دو نوع رهبری مطرح است:
۱. رهبری تشریعی که ویژهی پیامبران است و با نزول وحی همراه است.
۲. رهبری الهی یا امامت که ادامهی راه پیامبر در تفسیر، تبیین و اجرای دین است.
در قرآن، خداوند دربارهی ابراهیم (ع) میفرماید:
«إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا»
این جمله نشان میدهد که امامت مقامی بالاتر از نبوت است؛ زیرا ابراهیم پس از آنکه پیامبر شد، به مقام امامت رسید. بنابراین، امامت نه تنها ریاست ظاهری امت نیست، بلکه ولایت باطنی بر دلها و تربیت نفوس است.
من توضیح میدهم که میان «خلافت» و «امامت» تفاوت است. خلافت، ادارهی جامعه است، اما امامت، هدایت و تربیت انسانها در مسیر الهی است. در تاریخ اسلام، پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، این دو معنا گاه از هم جدا شدند؛ برخی تنها به جنبهی سیاسی رهبری پرداختند، در حالی که شیعه بر آن است که امامت ادامهی ولایت معنوی پیامبر است و این منصب را خداوند تعیین میکند، نه مردم.
در این فصل، من بر سه محور تأکید دارم:
۱. پیامبر اکرم (ص) دو وظیفه داشت: ابلاغ وحی و رهبری امت. با ختم نبوت، ابلاغ وحی پایان یافت، اما نیاز به رهبری الهی باقی ماند.
۲. همانگونه که نبوت انتخابی الهی است، امامت نیز به انتخاب و نصب خداوند است.
۳. هدف از امامت، استمرار هدایت معنوی بشر و پاسداری از دین از تحریف و انحراف است.
برای توضیح بیشتر، مثال میزنم: پیامبر همانند معلمی است که راه را مینماید و امام همانند استادی است که شاگردان را تا رسیدن به مقصد تربیت میکند. بنابراین، جامعه پس از پیامبر به امام نیاز دارد تا مسیر حق را در میان فتنهها و جهلها روشن نگه دارد.
من تأکید میکنم که در نگاه شیعه، امامت نه پادشاهی است و نه انتخاب سیاسی مردم؛ بلکه پیمانی است الهی که در آن، امام باید دارای علم الهی، عصمت، و توان هدایت معنوی باشد. این مقام به هر کسی داده نمیشود، زیرا امام باید الگوی کامل انسان مؤمن باشد.
در پایان این گفتار، به این نکته میرسم که امامت همان ادامهی جریان نبوت در بُعد هدایت است؛ یعنی انسان همواره به رهبری الهی نیاز دارد تا از گمراهی و پراکندگی نجات یابد. بدون امام، دین به ظاهر میماند ولی روحش از میان میرود.
در نتیجه، من میخواهم بگویم:
- امامت منصب الهی است نه انتخابی.
- وظیفهی امام، حفظ و اجرای دین در همهی ابعاد است.
- جامعهی انسانی بدون امام، ناقص و سرگردان میماند.
پس امامت در اسلام، ادامهی نبوت در هدایت انسان است، نه در وحی و شریعت.