بسم الله الرحمن الرحیم
این برادر و وصی من، و خلیفه و جانشین من در میان شما خواهد بود؛ گوش به فرمانش دارید و مطیع اوامرش باشید.
از همان سال سوم بعثت، وقتی آیه «نزدیکانت را هشدار بده» نازل شد، پیامبر کار را شروع کرد. جبرئیل به او گفت اگر فرمان خدا را انجام ندهی، عذاب میشوی. پیامبر به علی گفت غذایی از ران گوسفند و قدحی دوغ آماده کن و همه فرزندان عبدالمطلب را دعوت کن. چهل نفر آمدند، بزرگترها مثل ابوطالب و حمزه و عباس و ابولهب هم بودند. علی غذا را آورد. پیامبر دست برد و گوشت را با دندان پاره کرد و در دیگ انداخت و گفت به نام خدا بخورید. همه تا سیری خوردند، در حالی که آن غذا برای یک نفر هم کم بود. بعد دوغ را خوردند و سیراب شدند. پیامبر خواست صحبت کند، اما ابولهب جلو انداخت و گفت رفیقتان شما را سحر کرده است. همه پراکنده شدند.
پیامبر به علی گفت دوباره همین کار را بکن. فردا دوباره همه آمدند. همان معجزه تکرار شد. این بار ابولهب نتوانست جلوگیری کند. پیامبر گفت: ای فرزندان عبدالمطلب! من خیر دنیا و آخرت را برای شما آوردهام. کدام یک از شما مرا در این امر یاری میکند تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد؟ همه سکوت کردند. علی که از همه کوچکتر بود، با چشمانی نمناک گفت: ای رسول خدا، من تو را یاری میکنم. پیامبر گردنش را گرفت و همان جمله تاریخی را فرمود. حاضران خندیدند و به ابوطالب گفتند: به تو دستور میدهد گوش به فرمان پسرت باشی.
در جنگ تبوک، پیامبر علی را در مدینه گذاشت. منافقان شایعه کردند که پیامبر از او ناراضی است و به خاطر خطایی او را همراه نبرده است. علی خود را به پیامبر رساند. پیامبر تبسمی کرد و فرمود: «نمیخواهی تو برای من به منزله هارون برای موسی باشی، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست؟» هارون وقتی موسی به میقات رفت، جانشین او در میان قوم بود. علی هم همین جایگاه را دارد؛ جانشین پیامبر در زمان غیبت او از مدینه.
لفظ «مِنّی» که پیامبر بارها درباره علی به کار برد، معنای عمیقی دارد. در روز عرفات حجة الوداع فرمود: «علی از من است و من از علی، وظیفه مرا جز خودم یا علی کسی انجام نمیدهد.» یعنی علی در کار تبلیغ دین و ابلاغ احکام، همان جایگاه پیامبر را دارد. در روایت دیگر به بریده که از علی شکایت کرده بود فرمود: «آیا در علی طعنه میزنی؟ او از من است.»
پیامبر هزار باب علم به علی آموخت که هر کدام هزار در دیگر گشود. علی میگوید: هر چه بخواهید از من بپرسید، حتی تا روز قیامت را میدانم. میدانم هر آیه کجا نازل شده، در شب یا روز، در بیابان یا کوه. پیامبر فرمود: «من شهر علمم و علی درِ آن شهر است. هر کس بخواهد وارد شود باید از در وارد شود.» در روایت دیگر: «علی پس از من موارد اختلاف امتم را حل میکند.»
مهمترین رویداد، غدیر خم است. پیامبر در بازگشت از حجة الوداع، در منطقه غدیر خم که راه مدینه و مصر و شام از هم جدا میشود، دستور ایستاد. آیه «ای پیامبر آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر نکنی رسالتش را نکردهای» نازل شد. پیامبر در گرمای طاقتفرسا زیر سایبانی از پارچه نماز خواند. سپس خطبه خواند و پرسید: «آیا من بر هر مؤمنی از خودش اولی و سزاوارتر نیستم؟» همه گفتند آری. بعد دست علی را گرفت و بلند کرد، طوری که سفیدی زیر بغل هر دو پیدا شد. فرمود: «هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست. خدایا دوستدار علی را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار. یاریکنندهاش را یاری کن و خوارکنندهاش را خوار گردان.» هنوز دست از دست علی برنداشته بودند که آیه «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم» نازل شد. پیامبر فرمود: «الله اکبر بر کامل شدن دین و ولایت علی.» عمر بن خطاب به علی گفت: «گوارایت باد که صبح را به شب آوردی در حالی که مولا و سرور همه مؤمنان شدهای.»
پیامبر همان روز عمامه سیاهی را که در فتح مکه بر سر داشت، با دست خود بر سر علی بست و دنباله آن را پشت سرش انداخت. در فرهنگ عرب، پوشاندن عمامه با دست خود و انداختن دنباله آن پشت سر، نشانه ولایت و فرمانروایی بوده است.
همه این روایتها از صحیح بخاری، صحیح مسلم، سنن ترمذی، سنن ابن ماجه، مسند احمد، تاریخ طبری و دیگر منابع معتبر مکتب خلفا نقل شده است. پس اثبات وصایت و امامت علی، فقط مخصوص شیعه نیست؛ در منابع خود اهل سنت هم با سندهای صحیح آمده است.