مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
شیعه جز پذيرش اسلام با اعتقاد به ولايت بلافصل اميرمؤمنان على عليه السلام چيز ديگرى نيست

از اول بحث باید یه نکته رو روشن کرد: برای اسلام و تشیع، دو تا پیدایش جدا از هم وجود نداره. تشیع یه مذهب جدا از اسلام نیست که بعداً به وجود اومده باشه. حقیقت اینه که هر دو در یه زمان واحد متولد شدن و به یه حقیقت اشاره دارن. تشیع یعنی همون اسلام، با این تفاوت که یه جزء جدانشدنی از اون رو هم شامل میشه: اعتقاد به خلافت بلافصل علی. این اعتقاد ریشه در خود قرآن و سنت داره.

داستان از جایی شروع میشه که پیامبر در سال سوم بعثت، مأمور شد قوم و خویشاش رو دعوت کنه. توی همون مجلس، وقتی از بین حاضرا پرسید کی میخواد تو کار رسالت کمکم کنه تا برادر و وصی و جانشینم باشه، تنها کسی که بلند شد علی بود. پیامبر هم در همون جا فرمود: این برادر و وصی و جانشین منه، حرفش رو گوش بدید و ازش اطاعت کنید. این حدیث به «حدیث یوم الدار» معروفه و در منابع معروف اهل سنت هم نقل شده.

فقط این یه مورد نیست. موقع جنگ تبوک که پیامبر علی رو به عنوان جانشین خودش در مدینه گذاشت، یه عده شایعه پراکنی کردن که رابطه علی با پیامبر تیره شده. وقتی خبر به پیامبر رسید، اون جمله معروف رو گفت: «آیا راضی نیستی که جایگاه تو نسبت به من، مثل جایگاه هارون نسبت به موسی باشه، جز اینکه بعد از من پیامبری نیست؟» یعنی علی همه مقامات هارون رو داره، فقط نبوت رو نه. هارون جانشین بلافصل موسی بود، علی هم جانشین بلافصل پیامبر.

بعد از اون، توی حجةالوداع و در غدیر خم، پیامبر توی یه جمع بزرگ، علی رو به عنوان زمامدار بعد از خودش معرفی کرد و به همه حاضرا گفت این پیام رو به دیگران برسونن.

حالا چرا به این گروه «شیعه» می‌گن؟ این اسم رو خود پیامبر انتخاب کرده. وقتی آیه «إنَّ الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أُولئِكَ هُم خَیرُ البَریَّة» نازل شد، پیامبر رو به علی کرد و فرمود: تو و شیعیانت در روز قیامت راضی و مورد رضایت خواهید بود. توی تفسیر این آیه، روایات متعددی از پیامبر نقل شده که توی همه اونها لفظ «شیعه» به کار رفته. پس از همون زمان پیامبر، گروهی به اسم «شیعه علی» معروف بودن.

علاوه بر این، پیامبر جانشینان خودش رو به عنوان «دوازده خلیفه» معرفی کرد و فرمود این دین تا دوازده خلیفه که همه از قریش هستن، عزیز و گرامی میمونه. این دوازده خلیفه کیان؟ جز دوازده امام شیعه که مایه عزت اسلام بودن، بر کس دیگه ای منطبق نیست.

نتیجه اینکه: اسلام و تشیع دو روی یه سکه ان. برای پیدایش شیعه، نمیشه تاریخی غیر از خود اسلام در نظر گرفت. تشیع از همون نقطه ای جوشید که اسلام جوشید. در حالی که همه فرقه های دیگه اسلامی، بعد از رحلت پیامبر به وجود اومدن و تاریخ جداگانه دارن. تسنن به معنای پیروی از سنت، یه چیز مشترک بین همه مسلموناس؛ اما تسنن به معنای پذیرش اسلام در قالب خلافت ابوبکر، اونم توی سقیفه به دنیا اومد. اهل سنت در فقه از یکی از چهار امام، و در عقاید از اشعری یا ماتریدی پیروی می‌کنن، در حالی که همه این مذاهب بعد از اسلام پدید اومدن. اما تشیع خلافت رو ادامه وظیفه رسالت می‌دونه، نه یه مقام اجتماعی که مردم انتخابش کنن.