بسم الله الرحمن الرحیم
زیارت به معنای قصد و توجه به کسی است که از غیر او عدول کرده‌ای. این عمل فطری، نشانه ایمان و مایه پیوند روحی با اولیای خداست.

واژه «زیارت» از ریشه «زَور» به معنای میل و عدول از چیزی است. دروغ را «زُور» می‌گویند چون از راه حق منحرف است. زائر را از آن جهت زائر می‌نامند که هنگام زیارت، از غیر مزور روی برمی‌گرداند. زیارت در عرف، روی آوردن به کسی با انگیزه بزرگداشت و اُنس گرفتن است. برخی گفته‌اند این واژه از آن جهت بر ملاقات اولیا اطلاق شده که نوعی انحراف از جریان مادی و عدول از عالم طبیعت و توجه به عالم روحانیت است، در حالی که زائر در محیط طبیعی حضور دارد و جسمانیت خود را حفظ می‌کند.

قرآن کریم تنها یک بار این واژه را در همین معنا به کار برده است: «أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ». مفسران گفته‌اند دو طایفه از قریش به مفاخره پرداختند و برای اثبات برتری خود به قبرستان‌ها رفتند و قبرهای قبیله خود را شمارش کردند. بنابراین، قرآن رفتن به سراغ کسی یا چیزی و دیدار کردن با او را زیارت نامیده است.

در قرآن کریم، زیارت با آداب ویژه‌ای مطرح شده است. تشرف پیامبر(ص) در معراج با ادب عبودیت محض، تشرف موسی(ع) در طور با ادب خلع نعلین، تشرف امت اسلامی در ساحت رسول خدا با ادب بلند نکردن صدا، و تشرف نمازگزاران در مسجد با ادب گرفتن زینت، همه نمونه‌هایی از قداست مزور و تأدب زائر است. ورود زائر در دایره بندگان خاص خدا، آداب ویژه‌ای می‌طلبد که مهم‌ترین آن نیل به مقام نفس مطمئنه با صفت راضی و مرضی بودن است.

در منابع روایی، زیارت انسان‌های کامل و اولیای الهی بسیار تأکید شده است. پیامبر(ص) فرمود: هر که مرا زیارت کند و انگیزه‌ای جز زیارت نداشته باشد، شفاعتم بر او واجب می‌شود. همچنین فرمود: هر که قبر مرا زیارت کند، شفاعتم بر او واجب است. امام صادق(ع) فرمود: به مدینه بروید و بر رسول خدا سلام دهید، هرچند سلام از راه دور نیز به آن حضرت می‌رسد. اما زیارت از نزدیک خصوصیاتی دارد: بهره‌مندی از فضای معنوی حرم که محل تردد فرشتگان و ارواح انبیاست، گسترش فرهنگ توحید و ولایت در مسیر راه، نشانه صداقت زائر در دوستی مزور، ارتباط ملت‌ها و ملیت‌های مختلف، عمل به توصیه قرآن بر سیر در زمین و تماشای فرجام مجرمان، و وفاداری به پیمانی که با مقتدا بسته شده است.

فقهای شیعه و سنی با استناد به توصیه‌های فراوان، به استحباب زیارت فتوا داده‌اند. محقق حلی می‌گوید بر حاجی مستحب مؤکد است که به زیارت پیامبر(ص) بشتابد و اگر مردم آن را ترک کنند، حاکم اسلامی آنان را اجبار می‌کند. شهید ثانی گفته اگر زیارت آن حضرت ترک شود، بزرگ‌ترین سنت الهی تحقیر می‌شود. ابن قدامه از علمای اهل سنت نیز زیارت قبر پیامبر(ص) را مستحب می‌داند.

روح زیارت، ارتباط و اتصال زائر با مزور است و این ارتباط، مؤثر و حیات‌بخش است. تنها راه وصول به جلوه‌های الهی و قرب به حق، ارتباط با رسول خدا و عترت اوست. در سوره رعد، پس از اولویت و اهمیت به عهد و میثاق الهی و میثاق رسالت و امامت، به مسئله ارتباط و اتصال به حقایقی که همه خیر و نیکی از آن‌ها نشأت می‌گیرد، توجه داده شده است: «الَّذِینَ یَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ». این همان «حبل من الله» یعنی قرآن و «حبل من الناس» یعنی اهل بیت(ع) است. زیارت تفسیر این ارتباط و تحقق آن اتصال است. به همان میزان که ایجاد این ارتباط ضروری است، زیارت نیز ضروری خواهد بود.

در مقابل، کسانی که این رابطه را گسستند، هم در دنیا از رحمت الهی محرومند و هم در آخرت تیره‌بختی دامنگیرشان می‌شود: «أُولَئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ». این اعراض موجب می‌شود انسان از ذکر خدا و هر آنچه مایه کمال است در غفلت بماند و رابطه خود را با حقیقت مؤثر قطع کند. چنین شخصی مانند درخت خشکیده‌ای است که سودی ندارد. نه تنها زیارت موجب ارتباط و وابستگی وجودی به اهل بیت(ع) است، بلکه انصراف از آن موجب انصراف رحمت و برگشت نعمت خواهد بود.