بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند گنجی پنهان بود و دوست داشت شناخته شود؛ پس جهان را آفرید تا جلوهگر جمال و کمال خود باشد و این تجلی حب، همان ولایت است که مظهر آن اهل بیت علیهمالسلامند.
خداوند دو نوع تجلی دارد: تجلی ذاتی و تجلی حبی. تجلی ذاتی یعنی ذات خداوند به خودی خود آشکار است و نیازی به نشانه ندارد. آفتاب خود دلیل آفتاب است و نیازی به روشنایی دیگری ندارد. اما تجلی حبی از روی عشق و محبت است. خداوند در حدیث قدسی میفرماید: «گنجی پنهان بودم، دوست داشتم شناخته شوم؛ پس خلق را آفریدم.» تمام هستی برای شناخته شدن خدا آفریده شده است و این شناخت از راه عشق و محبت ممکن میشود.
ولایت، همان ظرف و آیینهای است که این تجلی حبی در آن رخ مینماید. ولی خدا کسی است که از عشق الهی سرشار است و میتواند واسطه فیض الهی به دیگر موجودات باشد. در زیارت جامعه کبیره میخوانیم که امامان «تامّون فی محبة الله» هستند؛ یعنی چنان در محبت خدا غرق شدهاند که خود را گم کردهاند و جز خدا چیزی نمیبینند. حافظ میگوید: «چنان پر شد فضای سینه از دوست / که فکر خویش گم شد از ضمیرم».
امام حسین علیهالسلام در دعای عرفه از خدا میخواهد: «اغیار را از دل دوستانت بزدای تا غیر تو را دوست ندارند.» این نشان میدهد که سیدالشهدا خود در اوج این مقام بوده است. حتی ممکن است کسی بپرسد اگر امامان مظهر کامل محبت الهی هستند، چرا خود امام حسین از خدا درخواست محبت میکند؟ پاسخ این است که محبت آنان نسبت به ما کامل است، اما نسبت به خدا هرچه بیشتر میچشند، تشنهتر میشوند. سعدی میگوید: «گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق / ساکن شود، بدیدم و مشتاقتر شدم.»
حضرت زهرا علیهاالسلام وقتی پیامبر به او گفت جبرئیل از جانب خدا گفته هر چه بخواهی اجابت میشود، در پاسخ فرمود: «لذت بندگی مرا از هر چیز باز داشته، جز نگاه به جمال کریم حق چیزی نمیخواهم.» این همان غرق شدن در محبت الهی است.
از سوی دیگر، ولایت حلقۀ اتصال میان زمین و آسمان است. امام حسین میفرماید: «ما خاندان نبوت و رسالت و محل رفت و آمد فرشتگانیم؛ خداوند هستی را با ما آغاز کرد و با ما به پایان میرساند.» در قرآن سوره رحمان میخوانیم: «ای گروه جن و انس، اگر میتوانید از اطراف آسمانها و زمین بیرون روید، بیرون روید. اما نمیتوانید مگر با سلطان.» مفسران گفتهاند منظور از «سلطان» ولایت ائمه است. در دعای ندبه میگوییم: «کجاست آن سبب متصل میان زمین و آسمان؟» اهل بیت همان واسطه فیض و حلقۀ اتصال به عالم بالا هستند.
پیامبر فرمود: «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است.» معنای این سخن این است که گسترۀ وجودی امام حسین تا قرب الهی ادامه دارد و بر همه چیز احاطه دارد. امام خمینی (ره) فرمودند: «سیدالشهدا همه جا هست؛ همه جا محضر سیدالشهداست.» بهشت نیز آرزوی دیدار او را دارد، اما وسعت هستی امام حسین تا جایی است که بهشت در برابر او کوچک است.
ولایت همچنین مقام وراثت است. ولی خدا از خود استقلالی ندارد، بلکه مظهر اسم الهی «ولی» است. امیرالمؤمنین در نامه به معاویه فرمود: «مربی ما خداست و ما مربی انسانها هستیم.» در زیارت وارث میخوانیم: «سلام بر تو ای وارث آدم، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد.» امام حسین وارث همه انبیا و علوم آنان است. در خطبهای میفرماید: «سینۀ من حامل وحی نبی است، گنج حکمت و جوهر عرفان منم.» افسوس که بیداردلانی نبودند تا این گنجینه را درک کنند.
در آغاز خلقت، خداوند نور پنج تن را در پشت حضرت آدم قرار داد و فرشتگان را به سجده بر آدم امر کرد. ابلیس نپذیرفت زیرا حاضر نبود در برابر این انوار تعظیم کند. تفسیر آیه نور نیز به وجود نورانی اهل بیت اشاره دارد. امام باقر فرمود: «مشکات، سینۀ پیامبر است؛ مصباح، سینۀ علی است و زجاجه، نور علمی است که از پیامبر به علی میرسد.» هر که دل را از زنگار گناه بشوید، انوار اهل بیت را در سراسر وجود خود احساس خواهد کرد.