بسم الله الرحمن الرحیم
تشیع کوفه مساوی با مذهب و اعتقاد قلبی نبود بلکه بیشتر جنبه سیاسی داشت.

شناخت لغوی و اصطلاحی نشان میده که واژه شیعه در اصل به معنی پیرو، هوادار، یار و دوستداره و به همین خاطر در صدر اسلام عباراتی مثل شیعه عثمان و شیعه معاویه هم به کار می‌رفته و حتی یزید در نامه‌ای که به ابن‌زیاد نوشت از تعبیر شیعه من استفاده کرد. اما به خاطر فراوانی استفاده از این کلمه درباره دوستان علی، این لغت حتی بدون پسوند هم معنای خاص خودش رو پیدا کرد و با شنیدنش ذهن‌ها به سمت یاران خاندان پیامبر میرفت. از نظر فرقه شناسی، شیعه به کسانی گفته می‌شه که به برتری علی و امامت فرزندانش اعتقاد دارند و اون‌ها رو جانشینان برحق می‌دونند. درباره خاستگاه این جریان، بعضی اون رو مولود طبیعی خود اسلام و دستورات وحیانی می‌دونند، بعضی نتیجه حوادث سقیفه، بعضی حاصل پیامدهای قتل عثمان، و گروهی هم شکل‌گیری رسمی‌اش رو پس از شهادت حسین یا در دوران باقر و صادق می‌دونند که این تفاوت‌ها ناشی از عدم تمایز بین مرحله پیدایش و تکامله.

کوفه در سال هفده هجری به عنوان یک پادگان‌شهر تاسیس شد و بیشتر جمعیت اولیه اون رو قبایل یمنی و نزاری تشکیل می‌دادند. گرایش کوفیان به خاندان پیامبر ریشه‌های متعددی داره؛ از جمله سفرهای علی به یمن در زمان رسول خدا و همچنین حضور چهره‌های برجسته و صحابه بزرگی مثل عمار، عبدالله بن مسعود، حذیفه بن یمان و عثمان بن حنیف که بذر دوستی با خاندان پیامبر رو در این شهر پاشیدند و مردم رو با حقایق آشنا کردند. در کنار این‌ها شخصیت‌های تاثیرگذاری مثل مالک اشتر، حجر بن عدی و عمرو بن حمق خزاعی هم نقش زیادی در جهت‌دهی به مردم داشتند.

بررسی‌ها نشون میده تا پیش از خلافت عثمان، اندیشه‌های مذهبی خاص در میان توده مردم کوفه مطرح نبوده و بیشتر پیرو مکتب خلفا بودند. حتی زمانی که جندب بن عبدالله در مدینه فضایل علی رو شنید و خواست در کوفه تبلیغ کنه، مردم اون رو از خودشان راندند و کارش به گزارش به حاکم و زندان کشید. اما بعد از قتل عثمان، توده مردم کوفه با علی بیعت کردند که این انتخاب بیشتر یک رویکرد سیاسی بود تا عقیدتی؛ هرچند افرادی مثل مالک اشتر، حجر بن عدی و قیس بن سعد بر اساس وصایت و حدیث غدیر به این امر نگاه می‌کردند.

بعد از حوادث مدینه، دو جریان فکری دین علی و دین عثمان شکل گرفت که در جنگ‌های جمل و صفین روبروی هم ایستادند. این تقابل بعدها در نهضت‌های عراق هم دیده شد؛ به طوری که سپاه مختار شعار یا لثارات الحسین می‌داد و سپاه شام شعار یا لثارات عثمان. گرایش توده مردم عراق به این جریان، به تشیع سیاسی یا تشیع عراقی معروفه. در این تفکر، خلافت دو خلیفه اول (ابوبکر و عمر) مشروع دانسته می‌شد و حتی گاهی سنت اون‌ها رو بر سنت علی ترجیح می‌دادند؛ مثل زمانی که در برابر منع نماز تراویح فریاد وا عمره سر دادند یا شرط کردند که بیعتشان بر اساس روش دو خلیفه اول باشه. به خاطر همین جو فکری، حتی کارگزارانی مثل شریح قاضی عزل نشدند.

با ورود علی به کوفه، مرحله جدیدی آغاز شد. شهادت گرفتن درباره حدیث غدیر در رحبه کوفه و ایراد خطبه‌ها و نامه‌ها، باعث آشنایی بهتر مردم با جایگاه خاندان پیامبر شد و تشیع مذهبی و اعتقاد به نص رو گسترش داد. به طور کلی، جریان‌های فکری کوفه در این دوران به سه دسته تشیع سیاسی و علوی، تشیع مذهبی و غلو تقسیم می‌شدند. البته گروه‌های دیگه‌ای مثل اصحاب عبدالله بن مسعود با تفکر بی‌طرفی، عثمانی‌ها، معتزله و بعدها خوارج نیز در این فضای سیاسی و اجتماعی حضور فعال داشتند.

باید توجه داشت که فضای فکری کوفه به شدت تحت تاثیر ساختار قبایلی بود. رؤسای قبایل و اشراف نقش واسطه رو بین حکومت و توده مردم بازی می‌کردند و وزنه سنگینی در معادلات شهر بودند. گرایش سیاسی توده مردم علیرغم دوستی اولیه با خاندان پیامبر، به خاطر فشارهای اقتصادی، تطمیع‌ها و سیاست‌های سخت‌گیرانه حکومت بعدی به راحتی دستخوش تغییر می‌شد. همین عدم ثبات عقیدتی و تکیه بر تشیع سیاسی به جای تشیع مذهبی و اعتقادی، بستری رو فراهم کرد که با ورود بحران‌های جدی، جامعه کوفه دچار چنددستگی عمیق بشه و جریان‌های مخالفی که ریشه در اندیشه‌های عثمانی داشتند بتونند با استفاده از قدرت حاکم، سر رشته امور رو به دست بگیرند و اکثریت رو منزوی کنند.