مشت

بسم الله الرحمن الرحیم
اصل آموزه موعودگرایی و منجی‌گرایی، مبنایی فطری و مورد قبول تمام مکاتب و ادیان است، اما تعیین دقیق ویژگی‌های مهدی آخرالزمان، رکن رکین تشیع اثناعشری و حصن حصین شیعه در برابر امواج سهمگین اعتقادی نحله‌های مختلف است.

دین اسلام در میان ادیان سه‌گانه، کوتاه‌ترین تاریخ را دارد، اما در همین مدت کوتاه، فرقه‌های بسیاری از مسلمانان پدید آمدند که اکنون اثری از آنان نیست. شیعه و سنی، دو مذهب اصلی مسلمانان هستند که هرکدام فرقه‌های مختلفی در بر دارند. یکی از مختصات بارز شیعه این بوده که از زمان امام صادق، یعنی در طول بیش از هزار و دویست سال، فقه واحدی داشته است. اما مورخان فرق، اختلافات فقها در فروع فقهی را به حساب فرقه‌های مختلف شیعی گذاشته و با این کار، اصل روایت «فرقه ناجیه» را مخدوش ساخته‌اند. فرق اصلی شیعه عبارتند از: کیسانیه (قائل به امامت محمد حنفیه)، زیدیه (معتقدان به امامت زید بن علی)، اسماعیلیه (قائلان به امامت اسماعیل پسر امام صادق)، فطحیه (قائلین به امامت عبدالله افطح)، واقفیه (قائلین به مهدویت و زنده بودن امام کاظم) و امامیه اثناعشریه.

بعد از شهادت سیدالشهداء، شیعه دچار سرخوردگی شد. در جو خفقان شدید پس از عاشورا، مردم به دنبال هر راهی برای مبارزه با بنی امیه بودند. امام سجاد با اشاعه دعاهای فردی، شیعیان را از این سرخوردگی نجات داد و بیدار کرد. نتیجه این تلاش، تربیت عالمان بزرگی در عصر امام باقر بود. اما متأسفانه، گرایش‌های افراطی در میان برخی شیعیان، باعث پیدایش فرقه‌های غالی مانند مغیریه و خطابیه شد که مورد لعن امام صادق قرار گرفتند و زیان‌های زیادی به شیعیان وارد کردند.

یکی از مباحث مهم در مهدویت، جریانات تاریخی مرتبط با این اعتقاد است. اصل مهدویت از همان قرون اولیه، یک اعتقاد پذیرفته شده در جامعه اسلامی بود. به عنوان مثال، در دوران بنی عباس، ظهور محمد بن عبدالله بن حسن (نفس زکیه) نقطه عطفی در تاریخ مهدویت است که نشان می‌دهد پس از گذشت صد و اندی سال از ظهور اسلام، اصل مهدویت همچنان مورد پذیرش جامعه اسلامی بوده است. مدعیان این مقام، حداقل در ظاهر، می‌خواستند مردم را به وضعیت موعودی که در کتاب و سنت به آن بشارت داده شده، برسانند.

در دوران صحابه نیز معتقد بودند که مهدی از اولاد فاطمه زهرا است. دو شخصیت مهم در این زمینه، عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو بن عاص هستند. عبدالله بن عمر، فرزند خلیفه دوم، شخصیتی ضعیف و محافظه‌کار بود که با وجود بیان فضایل برای امیرالمؤمنین، با آن حضرت بیعت نکرد اما با یزید بیعت نمود. او حدیث پیامبر درباره نصب پرچم برای خیانت‌کننده به امام را تحریف کرد و آن را بر مخالفان یزید تطبیق داد. عبدالله بن عمرو بن عاص، فرزند عمروعاص معروف، نسخه دوم عبدالله بن عمر با نیرنگ‌های بیشتر بود. او در جنگ صفین، با وجود آنکه می‌دانست لشکر معاویه فئه باغیه است، به بهانه اطاعت از پدر، با امیرالمؤمنین جنگید. او از مهدویت برای فریب فرزدق، شاعر معروف، استفاده کرد و به او گفت که سیدالشهداء پیروز خواهد شد، اما پس از شهادت امام، ادعا کرد که منظور او این بوده که قتل برای امام حسین زیانی ندارد. این رفتارها نشان می‌دهد که اصل مهدویت در آن زمان چنان مقبولیت داشت که حتی افراد فرصت‌طلب از آن سوء استفاده می‌کردند.

امام رضا در پاسخ به دعبل خزاعی که شعری درباره خروج حتمی مهدی خواند، فرمود: «بله این قطعی است، اما زمانش تعیین نمی‌شود.» این نشان می‌دهد که در فکر عموم مردم شیعه، عقیده به مهدی و مهدویت، عقیده ثابت و مقبولی بوده است. حتی امروز نیز امید عموم مسلمانان - فارغ از اختلافات فقهی - به مهدی آل محمد است که گروه‌های زیادی منتظر او هستند. مهدویت اختصاص به شیعه دوازده امامی نداشته و ندارد.