بسم الله الرحمن الرحیم
«می‌خواهم در این شب‌ها بحث آینده انقلاب اسلامی ایران را مطرح کنم، به‌منظور امکان بیشتر برای حفظ و نگهداری و هدایت و رهبری این انقلاب».

در آغاز این فصل، توضیح می‌دهم که چرا لازم است درباره آینده انقلاب اسلامی گفت‌وگو کنم. بیان می‌کنم که تحلیل وقایع به ما امکان می‌دهد آینده را آگاهانه بسازیم و بر جریان حوادث تا اندازه‌ای مسلط شویم و آنها را به سوی مقصد دلخواه هدایت کنیم. می‌گویم که هدفم از این سخنرانی‌ها نوعی آینده‌نگری درباره انقلاب است؛ آینده‌نگری‌ای که امکان بیشتری برای حفظ و هدایت انقلاب فراهم می‌کند. سپس مسئله مهمی را مطرح می‌کنم: این‌که آیا انقلاب‌ها انسان‌ها را هدایت می‌کنند یا انسان‌ها انقلاب‌ها را؟ و اینکه نقش هدایت و رهبری در نگاه اسلامی، نقشی اصیل و جدی است. تأکید می‌کنم که نمی‌خواهم از بحث اصلی دور شوم، چون هدفم بررسی خود انقلاب اسلامی است، انقلابی که جهان را به شگفتی واداشته است.

در ادامه به این نکته می‌پردازم که انقلاب ایران تنها یک حادثه سیاسی نبوده، بلکه رخدادی است که باید ماهیت آن را شناخت. توضیح می‌دهم که تحلیل انقلاب برای این است که بدانیم در چه مرحله‌ای هستیم و چه مراحلی پیش‌ِرو داریم. در این مسیر اشاره می‌کنم که انقلاب ما از نظر نظامات اجتماعی هنوز نارس است؛ یعنی فقط قدم اول را طی کرده، یک نظام سیاسی را کنار زده و اکنون در حال برقراری نظامی تازه است. بیان می‌کنم که تا زمانی که نوبت به سایر نظامات اجتماعی برسد، بحث‌های بسیاری لازم است.

با طرح موضوع «ریشه‌های انقلاب اسلامی» وارد بخش مهمی از سخن می‌شوم. بر این مسئله تأکید می‌کنم که در مردم ما یک «انقلاب روحی» رخ داده است؛ انقلابی که باید تکمیل شود تا انقلاب اجتماعی نیز به کمال برسد. توضیح می‌دهم که سال‌ها در مردم ما حالتی از تسلیم نسبت به نظام حاکم وجود داشت، هرچند از آن رضایت نداشتند. اما رهبران اجتماعی از زمان سید جمال، بذر تازه‌ای در روح جامعه کاشتند: روح انکار، اعتراض و تهاجم به وضع نامطلوب. این بذر یک بذر کاملاً اسلامی بود. بنابراین، یکی از نخستین ارکان انقلاب روحی مردم ما همین دمیده شدن روح امر به معروف و جهاد بود که جایگزین حالت تسلیم پیشین شد. این تحول روحی، اساس انقلاب اجتماعی را شکل داد.

در ادامه توضیح می‌دهم که انقلاب فقط در «سقوط رژیم» خلاصه نمی‌شود. بیان می‌کنم که انقلاب دو جنبه دارد: جنبه ویران‌کننده، یعنی درهم‌ریختن نظم پیشین، و جنبه سازنده، یعنی بنا کردن جامعه آینده بر یک الگو و نظام جدید. هشدار می‌دهم که عده‌ای گمان می‌کنند با سقوط رژیم گذشته انقلاب پایان یافته و به مرحله میوه‌چیدن رسیده‌ایم، درحالی‌که مرحله اصلی یعنی سازندگی هنوز در پیش است. می‌گویم که اکنون گروه‌های مختلف درباره مسیر آینده اختلاف‌نظر دارند: هر گروهی می‌گوید این انقلاب باید در مسیر خاصی ادامه یابد. این مرحله، مرحله دشوار انقلاب‌هاست؛ جایی که وحدت در هدف مشترکِ «سقوط رژیم» پایان یافته و مرحله تعیین شکل جامعه جدید آغاز می‌شود. تأکید می‌کنم که در چنین وضعی باید معنا، مدل و نظام آینده را با دقت و آگاهی تعیین کرد تا انقلاب به مسیر اشتباه کشیده نشود.

در پایان این فصل یادآور می‌شوم که انقلاب اسلامی، انقلابی تک‌مرحله‌ای و تک‌بعدی نیست. این انقلاب نیازمند تداوم هدایت، شناخت ریشه‌ها، تکمیل انقلاب روحی، و ساختن جامعه‌ای بر اساس مکتب اسلامی است؛ مکتبی که نه‌تنها معنویت محض نیست، بلکه مدل و نظامی کامل برای زندگی فردی و اجتماعی ارائه می‌دهد.