بسم الله الرحمن الرحیم
امام کسی است که به نیابت پیامبر، رهبری دینی و دنیوی و ریاست عامه مردم را بر عهده میگیرد.
شیخ مفید، محمد بن نعمان، از برجستهترین عالمان امامیه در قرن چهارم و آغاز قرن پنجم هجری و از چهرههای اثرگذار در احیای تفکر شیعی بود. او در محیط علمی بغداد پرورش یافت و از استادانی چون شیخ صدوق، جعفر بن قولویه و ابنجنید اسکافی بهره برد و بعدها دانشمندانی چون سید مرتضی، سید رضی، شیخ طوسی و نجاشی از حوزه علمی او استفاده کردند. نزدیک به دویست اثر در موضوعاتی مانند فقه، اصول، کلام، تاریخ و حدیث به او نسبت داده شده است. توانایی فراوان او در مناظره و آشنایی با آرای مخالفان سبب شده بود عالمان مذاهب مختلف در مجالس علمیاش حاضر شوند. این موقعیت علمی در روزگاری شکل گرفت که جامعه اسلامی با بحرانهای سیاسی، اجتماعی و مذهبی گستردهای روبهرو بود.
تعدد حکومتها، جنگ حاکمان برای گسترش قلمرو، ضعف دستگاه خلافت عباسی، ناامنی، سرقت و غارت، رشوه، سوءاستفاده از بیتالمال و نزاعهای مذهبی از مهمترین ویژگیهای این دوره بود. بغداد نیز بارها شاهد درگیری میان شیعیان و اهلسنت شد و شیخ مفید در برخی از این بحرانها تبعید گردید، هرچند نویسنده کتاب تأکید میکند مورخان مورد استناد، او را عامل این درگیریها ندانستهاند. در مقابل، حاکمیت آلبویه فرصت کمسابقهای برای فعالیت علمی شیعیان فراهم کرد. حاکمان آلبویه از علم و علما حمایت میکردند و برای شیخ مفید احترام ویژهای قائل بودند. شیخ نیز از این فضای مساعد برای دفاع از عقاید امامیه و گسترش معارف شیعی بهره برد. ارتباط او با سید رضی و سید مرتضی، که در ساختار نقابت علویان نقش داشتند، نشاندهنده توجه او به وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه شیعی نیز بود.
در اندیشه شیخ مفید، سیاست تنها اداره ظاهری قدرت نیست. نویسنده کتاب با استخراج دیدگاه او از مباحث امامت و وظایف امام و فقها، سیاست را نوعی «رهبری و هدایت مردم در امور دینی و دنیوی» معرفی میکند که بر پایه اصول و ارزشهای اسلامی، اجرای قوانین الهی و مصالح مؤمنان و به دست افراد واجد شرایط صورت میگیرد. خود شیخ نیز درباره امام میگوید او به نیابت پیامبر، ریاست عامه مردم را در امور دینی و دنیوی برعهده دارد. به همین دلیل، مفاهیمی مانند ریاست عامه دین و دنیا، تدبیر امور مردم و ولایت بر مسلمانان در آثار او بار سیاسی آشکاری دارند.
جایگاه سیاست در آثار شیخ مفید را کتاب در چهار حوزه کلام، تاریخ، حدیث و فقه پی میگیرد. در حوزه کلام، او با اصلاح مبانی اعتقادی جامعه، با دیدگاههایی مانند تجسیم، تشبیه، جبر و تفویض مقابله میکند. نفی جبر، مسئولیت انسان در برابر اعمال خود را تثبیت میکند و راه نسبت دادن ظلم و جنایت انسان به خدا را میبندد؛ در مقابل، نفی تفویض مطلق نیز با اباحهگری و آزادی بیقید ناسازگار است. مهمترین پیوند کلام و سیاست در اندیشه او به بحث امامت مربوط میشود. شیخ مفید با استدلالهای عقلی و نقلی از امامت دوازده امام دفاع میکند و امام را جانشین پیامبر در رهبری دینی و دنیوی جامعه میداند.
در حوزه تاریخ، شیخ میکوشد چهره امامان و رهبران حقیقی اسلام را از میان گزارشها و تبلیغات مخالفان بازشناساند. کتاب «الارشاد» با معرفی امامان، زندگی و جایگاه آنان و تفکیک گزارشها و دیدگاههای مختلف، در همین مسیر قرار دارد. این اقدام در فضای پس از غیبت صغری، برای تبیین جایگاه امامان و رفع شبهات اهمیت ویژهای داشت.
در حوزه حدیث نیز شیخ مفید همه روایات را بیچونوچرا نمیپذیرد. او احتمال میدهد برخی روایات از معصوم صادر نشده یا در شرایط تقیه و اضطرار بیان شده باشند و ازاینرو، از عرضه روایت بر قرآن و عقل بهعنوان یکی از راههای تنقیح حدیث سخن میگوید. در کنار این پالایش، ضبط، تدریس و انتشار روایات معتبر نیز بخشی از فعالیت علمی او بود.
سرانجام، بخش مهم اندیشه سیاسی شیخ مفید در فقه آشکار میشود. او هرچند کتاب مستقلی درباره حکومت ننوشته، در آثار فقهی خود درباره رهبری و شرایط آن، وظایف حاکمان، قضاوت، حدود، مسائل اقتصادی، جهاد، مشارکت مردم و سیاستهای داخلی و خارجی سخن گفته است. بنابراین اندیشه سیاسی او در یک اثر مستقل متمرکز نشده، بلکه در پیوند میان کلام، تاریخ، حدیث و فقه شکل گرفته و محور مشترک آن مسئله رهبری مشروع، هدایت جامعه و اجرای شریعت است.