بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشه سیاسی، اهداف زندگی جمعی و راههای دستیابی به آنها را تبیین میکند.
سیاست در معنای عمومی با تدبیر و اداره امور جامعه، اصلاح امور مردم و سامان دادن به زندگی جمعی ارتباط دارد؛ اما در معنای اصطلاحی تعریف واحدی ندارد و هر متفکر متناسب با مبانی فکری و مسائل سیاسی زمان خود به آن نگریسته است. دینداران سیاست را در نسبت انسان با خدا تعریف کردهاند، برخی فیلسوفان آن را با اصلاح جامعه و رفع فساد پیوند زدهاند و در رویکردهای دیگر نیز از سیاست بهعنوان علم دولت، علم قدرت یا انعکاس مبارزه نیروهای اجتماعی یاد شده است. از همین رو، مفهوم سیاست از مبانی فلسفی و ایدئولوژیک و نیز شرایط و رویکردهای فکری متأثر است.
فیلسوفان مسلمان نیز سیاست را دارای معانی مختلف میدانند و ارائه یک تعریف واحد برای همه انواع آن را ممکن نمیشمارند. در معنای عام، سیاست با قوامبخشی به زندگی اجتماعی انسان در ابعاد مادی و معنوی ارتباط دارد و با تعابیری چون «فلسفه مدنی»، «علم مدنی»، «علم انسانی» و «فلسفه عملی» بیان میشود. در معنای خاص، سیاست بیشتر به تدبیر جامعه و اعمال زمامداران مربوط است. فارابی آن را بخشی از حکمت عملی و ناظر به ایجاد و حفظ افعال، ملکات و فضایل در جامعه میداند و سیاست فاضله را سیاستی میشمارد که حاکمان و مردم به مدد آن به فضایل دست مییابند. خواجه نصیر سیاست را با ارشاد، هدایت، تحصیل سعادت و «ایصال الی المطلوب» پیوند میدهد و اخوانالصفا نیز آن را مجموعه تدبیرها و راهبردهای علمی و عملی برای اصلاح و هدایت انسانها به سوی عالیترین اهداف انسانی میدانند.
«اندیشه سیاسی» در پی فهم مسائل زندگی سیاسی و یافتن راهی برای سامان دادن به جامعه است. در کتاب تعریفهای مختلفی از آن مطرح میشود؛ از کوشش برای تعیین اهداف قابل تحقق و ابزارهای دستیابی به آنها تا تأمل و تفسیر درباره آرا و مسائل سیاسی. نویسنده در نهایت تعریف جامعتر را مجموعهای از باورهای فلسفی میداند که مستقیماً به اداره امور جامعه و حیات جمعی مربوط میشوند. بنابراین اندیشه سیاسی صرفاً مجموعهای از آرا و جملات پراکنده نیست، بلکه باید از باورهایی مرتبط و نسبتاً منسجم تشکیل شود که بتوانند درباره اداره جامعه، مسائل و بحرانهای آن و نظم مطلوب پاسخهایی عقلانی و غیرمتعارض ارائه کنند. اندیشه سیاسی در عین برخورداری از جنبههای توصیفی و تبیینی، اساساً خصلتی هنجاری دارد و با چگونگی سامان دادن زندگی سیاسی پیوند خورده است.
بر همین اساس، اندیشمند سیاسی نیز صرفاً کسی نیست که درباره سیاست سخنی گفته باشد؛ بلکه باید در برابر مسائل و بحرانهای جامعه، تصویری نسبتاً جامع از نظم سیاسی مطلوب و راهحلهای آن ارائه کند و بتواند از آرا و باورهای خود به شیوهای عقلانی و منطقی دفاع کند. انسجام میان این باورها نیز از معیارهای استحکام یک اندیشه سیاسی است.
کتاب «اندیشه سیاسی اسلام» را مجموعهای از آموزههای اسلامیِ منسجم، منظم و هدفمند برای سامان دادن به زندگی سیاسی انسان تعریف میکند. این اندیشه از یک سو دارای بنیادهای کلی، ثابت، فرازمانی و فرامکانی است که متناسب با جایگاه انسان و جامعه ارائه شدهاند و از سوی دیگر، سازوکارهای متغیری دارد که با واقعیتهای زندگی سیاسی تعامل میکنند؛ برای مثال، ساختار و شکل حکومت میتواند متناسب با مقتضیات سیاسی تغییر کند، در حالی که ارزشها و هنجارهای بنیادین جهت آن را تعیین میکنند.
اندیشه سیاسی اسلام نیز در یک قالب معرفتی منحصر نمیشود. بخشی از آن در «فلسفه سیاسی» و در قالب مباحث کلی و نظری، بخشی در «کلام سیاسی» و در پیوند با باورهایی چون توحید، نبوت و امامت، بخشی در «فقه سیاسی» و در قالب احکام و تکالیف سیاسی و اجتماعی، و بخشهایی نیز در «اخلاق سیاسی» و «عرفان سیاسی» مطرح شدهاند. متفکران مسلمان افزون بر این حوزهها، گاه اندیشههای سیاسی خود را در قالبهایی چون سیاستنامه و اندرزنامه سیاسی نیز عرضه کردهاند. کتاب از منظرهای دیگری مانند روش، پویایی، نوع پیوستگی و قلمرو نیز برای اندیشه سیاسی گونههای مختلفی در نظر میگیرد.
اندیشههای سیاسی در طول تاریخ ثابت نماندهاند و متناسب با تحولات اجتماعی، اقتصادی و تاریخی دگرگون شدهاند. کتاب در یک تقسیم کلی میان اندیشه سیاسی کلاسیک و مدرن تمایز میگذارد. در سنت کلاسیک، پرسشهایی چون عدالت، حقوق انسان، نقش و مشروعیت دولت، سعادت، بهترین شکل حکومت و مبنای اخلاقی نهادهای سیاسی اهمیت محوری داشتهاند و نظام سیاسی معمولاً با تلقی اندیشمند از ماهیت انسان پیوند داشته است. اندیشه سیاسی جدید نیز در پاسخ به نیازها و پرسشهای دنیای جدید شکل گرفته، هرچند بسیاری از موضوعات بنیادین گذشته همچنان در آن حضور دارند.
یکی از راههای شناخت اندیشه سیاسی اسلام، بررسی اندیشه متفکران مسلمان در دورههای مختلف است. مجموعه حاضر نیز با همین رویکرد، اندیشه سیاسی متفکران را بهصورت جداگانه بررسی میکند تا امکان ردیابی اصول ثابت و همچنین سیر تحول اندیشه سیاسی فراهم شود. برای انتخاب متفکران، معیارهایی چون شهرت دینی و سیاسی، صاحب مکتب یا نظریه بودن، شکلگیری اندیشه در شرایط و نقاط عطف مهم تاریخی و قابلیت استفاده اندیشه آنان برای جامعه فکری و سیاسی امروز در نظر گرفته شده است.
نویسندگان ابتدا قصد داشتند مجموعه را به دو حوزه مستقل «فلسفه سیاسی» و «فقه سیاسی» تقسیم کنند، اما به دلیل چندبعدی بودن بسیاری از متفکران، مرزبندی دقیق آنان در یکی از این دو حوزه ممکن نبود. ازاینرو عنوان عام «اندیشه سیاسی» برای مجموعه انتخاب شد و در چینش مطالب، هم تقدم و تأخر تاریخی و هم غلبه رویکرد معرفتی متفکران مورد توجه قرار گرفت. جلد نخست بیشتر صبغه فلسفه سیاسی و رویکردهای غیرفقهی دارد و جلدهای دوم و سوم با غلبه فقه سیاسی سامان یافتهاند.
جلد نخست اندیشه سیاسی هفت متفکر و جریان، یعنی فارابی، اخوانالصفا، خواجه نصیرالدین طوسی، سهروردی، سید جمالالدین اسدآبادی، شهید مرتضی مطهری و شهید بهشتی را بررسی میکند. تنظیم گفتارها بر اساس سرفصلهای نسبتاً مشابه، امکان مقایسه دیدگاه آنان و ردیابی عناصر پایدار و تحولات اندیشه سیاسی متفکران مسلمان در دورههای مختلف را فراهم میسازد.