بسم الله الرحمن الرحیم
هیچ چیزی پر پاداشتر از گواهی به اینکه خدایی جز الله نیست نمیباشد؛ زیرا هیچ چیزی همسنگ خدا نیست و در کار و امر کسی شریک او نمیباشد.
توحید زیربنای تمام ارزشهای معنوی و برترین سرچشمه رستگاری است. اقرار به یگانگی خداوند، والاترین کلامی است که زبان به آن گویا میشود و هیچ عبادتی همپای آن قرار نمیگیرد. تمام پیامآوران و راهنمایان حقیقت در سراسر تاریخ، دعوتی والاتر از این حقیقت ارائه نکردهاند و آن را بنیاد و اساس سعادت دانستهاند. بزرگی پاداش این اقرار از آنجا ناشی میشود که ذات احدیت هیچ همتا، مانند و شریکی ندارد و در عرصه آفرینش و تدبیر هستی، هیچ نیرویی همتراز او نیست. وقتی انسانی به این حقیقت پیوند میخورد، جان و روان خویش را با اصل بنیادین عالم هستی هماهنگ میسازد و به معرفتی دست مییابد که سنگینترین وزن را در ترازوی سنجش داراست.
پیمان الهی با انسان مؤمن بر مدار همین شناخت استوار شده است. هرگاه آدمی به پروردگاری ذات یکتا گردن نهد، پیامبری فرستادگان او را تصدیق کند، پیشوایان هدایت را الگوی خویش قرار دهد و به وظایف و تکالیف عبادی و انسانی خویش پایبند بماند، خداوند امنیت و آرامش ابدی را برای او تضمین میکند. این کرامت چنان عظمتی دارد که با هیچیک از پاداشها و الطاف اینجهانی قابل مقایسه نیست؛ پاداشی ماندگار در ازای عملی محدود به انسان عطا میشود و انسان با تلاشی اندک، به نعمتهایی بیپایان و ماندگار دست مییابد که فراتر از ادراک مادی است.
آثار رهاییبخش توحید، سرنوشت نهایی آدمی را دگرگون میسازد. پیراستگی از شرک و یکتا دانستن پروردگار، بهشت جاودان را فرجام انسان قرار میدهد. اراده الهی بر این تعلق گرفته است که اهل توحید گرفتار آتش نگردند و از عذاب ابدی مصون باشند. دو راهی سرنوشتساز وجود آدمی به دو اصل بازمیگردد: گواهی صادقانه به اینکه معبودی جز پروردگار یکتا نیست که موجب ورود به سرای امن الهی است، و آلوده شدن به شرک و انکار یکتایی که مایه تباهی خواهد بود. سرکشی در برابر ندای توحید، ریشه در خوی ستمگری و عناد دارد؛ سرکشان و مستکبران از پذیرش کلامی که انسان را در برابر ذات بیهمتا خاشع میسازد سرباز میزنند.
نوای توحید کلامی سرشار از برکت و روشنایی است که حاملان وحی الهی مژده آن را برای زمینیان آوردهاند. خوشا به حال کسانی که این شعار را از عمق جان و با خلوص نیت بر زبان میآورند. ویژگی بنیادین این کلام پاک، پیوند عمیق آن با حقیقت اخلاص است. کلامی که از سینهای زلال و مؤمن برآید، هیچ مانعی در برابر صعود آن وجود ندارد؛ تمامی حجابها و موانع را میشکافد و پیش میرود. در مسیر حرکت این حقیقت ناب، تیرگیهای گناهان و لغزشهای آدمی زدوده و محو میشوند تا آنجا که این ندای ملکوتی به سرمنزل نیکیها برسد و در پیشگاه پروردگار آرام گیرد.
پاکسازی گناهان و زدودن آلودگیهای درونی، ثمره درخشش حقیقت توحید در جان انسان است. همانگونه که برگهای خشکیده درختان فرو میریزند، خطاها و لغزشهای موحد نیز به برکت این حقیقت ناب از میان برداشته میشوند. این ندای توحیدی صرفاً یک اعتراف زبانی نیست، بلکه دگرگونکننده ساختار اندیشه و رفتار آدمی است و جان را از وابستگی به معبودهای پوشالی و موهوم رها میسازد. انسان موحد با تکیه بر این اصل اصیل، زندگی خود را بر پایه خشوع در برابر پروردگار یگانه بنا مینهد و خود را از دام خودبینی، ستمگری و پیروی از هواهای نفسانی نجات میدهد. دستیابی به رستگاری و ورود به ساحت آرامش حقیقی، در گرو پیوند زدن باور قلبی به یکتایی آفریدگار با عمل صالح و اطاعت استوار است؛ پیوندی که انسان را از ورطه سرگردانی بیرون کشیده و به بارگاه امن الهی رهنمون میسازد.