بسم الله الرحمن الرحیم
ریشههای پاک و پرورش یافتن در کانون توحید و فضیلت، شالوده شخصیتی را ساخت که از همان کودکی در مسیر حق و یاری پیامبر گام برداشت.
تبار و نسب هر انسان نقشی بنیادین و انکارناپذیر در شاکله روحی، فکری و ایمانی او ایفا میکند. خاندان بنیهاشم در میان قبایل عرب و ساکنان شبهجزیره، همواره نماد برجسته و درخشان جوانمردی، پاکدامنی، سخاوت و یکتاپرستی به شمار میرفتند. این خاندان اصیل از تمام آلودگیهای شرک، بتپرستی و انحرافات اخلاقی و اجتماعی رایج در دوران جاهلیت بهطور کامل فاصله داشتند و پاسداران آیین توحیدی ابراهیمی بودند. در این میان، ابوطالب به عنوان عمو، مرشد و حامی استوار و بیباک رسالت، همراه با همسر گرامیاش فاطمه بنت اسد که بانوایی پاکطینت، باایمان و فداکار بود، کانون خانوادهای را شکل دادند که به بستر اصلی رشد و شکوفایی انسانی کامل و بینظیر تبدیل گردید. ولادت در مقدسترین و پاکترین مکان زمین، یعنی درون خانه خدا و کعبه، نقطهای بیبدیل و شگفتانگیز در تاریخ پیوند میان انسان و حقیقت بندگی به شمار میرود. این رویداد عظیم، نشانهای روشن، الهی و آشکار از تقرب ویژه به درگاه حق و آغاز حیاتی است که از همان ابتدا وقف گام برداشتن در مسیر حقیقت و عدالت گردید.
دوران کودکی با حادثهای تاریخی و سرنوشتساز رقم خورد؛ خشکسالی گسترده، قحطی شدید و سختیهای اقتصادی فراوانی شهر مکه و ساکنان آن را در برگرفت. در این شرایط بحرانی، پیامبر اسلام با نگاهی بزرگمنشانه و برای کاستن از بار سنگین معیشتی خانواده بزرگ ابوطالب، سرپرستی این کودک خردسال را بر عهده گرفت. بدینگونه، دوران تربیت مستقیم، شبانهروزی و بیواسطه در کنار رسول خدا آغاز شد. سلوک رفتاری، اخلاق متعالی، نگاه عمیق به جهان هستی و شیوه مواجهه با سختیها و بحرانها، همگی بهطور مستقیم از منبع وحی و سرشت پاک پیامبر دریافت میشد. گام برداشتن دقیق در رد پای رسالت، پیروی بیچونوچرا از راه و رسم پیامبر و همراهی پیوسته و مداوم با ایشان در خلوتهای معنوی غار حرا، شالوده فکری، روحی و معنوی نیرومندی را در اعماق جان کودک پایهریزی کرد. در همان سالهای آغازین، مشاهدات باطنی و شهودهای غیبی آغاز شد؛ شنیدن آواهای آسمانی، درک نور رسالت و فهم عمیق حقایق هستی، پیوندی ناگسستنی، عمیق و ماورایی میان شاگرد و معلم ایجاد کرد که تا پایان عمر استوار باقی ماند.
با آشکار شدن نخستین بارقههای وحی الهی و آغاز رسمی دعوت، پذیرش حق بدون کوچکترین درنگ، تردید یا شک و با بصیرت و آگاهی کامل صورت پذیرفت. نخستین فردی که به پیامبری ایمان آورد، نمازی دونفره و باشکوه را در کنار رسول خدا و در برابر دیدگان ناظران مبهوت و متعجب قریش به نمایش گذاشت. این ایستادگی، صراحت و شجاعت اخلاقی در روزگاری که بتپرستی و عقاید خرافی تمام ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه را فرا گرفته بود، باور تزلزلناپذیر به حقیقت را میطلبید. همراهی وفادارانه، صمیمانه و شجاعانه در سالهای آغازین دعوت مخفیانه، به روشنی نشان داد که ایمان حقیقی و استوار، نه بر پایه هیجانهای زودگذر و احساسات سطحی، بلکه بر مبنای درکی عمیق، شهودی و همهجانبه از رسالت الهی استوار است. این همراهی مایه دلگرمی بزرگی برای پیامبر در روزهای تنهایی مکه بود.
هنگامی که فرمان الهی برای دعوت علنی خویشاوندان و نزدیکان فرا رسید، در میان جمعی از بزرگان و پیران قبیله که با تردید، انکار، کبر و غرور به پیام الهی مینگریستند، تنها یک صدا با شجاعت، قاطعیت و صلابت به یاری، نصرت و پشتیبانی از رسول خدا برخاست. این اعلام آمادگی صریح و بیپروا در حضور بزرگان قریش، پیوند برادری، وصایت و جانشینی را رقم زد و مسیر آینده هدایت و رهبری امت را به وضوح ترسیم نمود. حتی واکنشهای تحقیرآمیز، ریشخندها و استهزای اشراف و ثروتمندان قریش نتوانست در اراده پولادین، مستحکم و تزلزلناپذیر همراه راستین رسالت کوچکترین خللی ایجاد کند، بلکه او را در مسیر انتخابیاش مصممتر ساخت.
سالهای سخت، نفسگیر و فرساینده محاصره اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در شعب ابوطالب، مرحلهای بسیار دشوار و پیچیده از آزمونهای روحی، روانی و جسمی برای پیروان آیین جدید بود. گرسنگی جانکاه، دوری از اجتماع، قطع تمام پیوندهای تجاری و تهدیدهای مداوم و شبانهروزی جانی، با فداکاری، ایثار و صبر بیمانند پشت سر گذاشته شد. ابوطالب برای حفظ جان پیامبر و خنثی کردن نقشههای ترور قریش، هر شب جایگاه خواب فرزند خود را با پیامبر جابهجا میکرد تا خطر ترور و شمشیرهای آمیخته به کینه را به جان فرزندش بخرد. این فداکاری مداوم و روزانه، مفهوم گذشت، وفاداری مطلق و تسلیم محض در برابر حق را در عمق جان و روح فرزند نهادینه ساخت. وفات حامیان اصلی و استوانههای محکم رسالت، یعنی ابوطالب و خدیجه در یک سال، فضای خفقانآور، تاریک و سختی را پدید آورد و مؤمنان را در وضعیتی بحرانی قرار داد؛ وضعیتی که مسیر تاریخ را به سوی فداکاری بزرگتر، شگفتانگیزتر و سرنوشتسازتری در شب هجرت هدایت کرد تا حقیقت ایمان بار دیگر جلوهگر شود.