بسم الله الرحمن الرحیم
خیر برای انسان عبارت است از فعالیت نفس بر وفق فضیلت و در موردی که فضایل متعدد است خیر عبارت است از فعالیت نفس توأم با عالیترین و کاملترین فضایل.
تمام تلاشهای فکری، پژوهشهای نظری، پیشهها و انتخابهای ارادی همواره متوجه خیری معین هستند و غایت هر کنش، خیر و کمال مطلوب آن دانسته میشود. اهداف انسانی سلسلهمراتبی دارند؛ پارهای از غایات ابزار دستیابی به اهداف بالاترند، اما برای رهایی از تسلسل باطل، ضرورتاً باید یک غایت نهایی و مستقل وجود داشته باشد که ذاتاً مطلوب آدمی است و این همان خیر اعلی یا سعادت است. درک ماهیت سعادت نیازمند شناخت کارکرد و عمل ویژه انسان است. حیات بیولوژیک و رشد بدنی میان انسان و گیاه مشترک است و ادراک حسی نیز میان انسان و حیوان اشتراک دارد؛ آنچه ویژگی انحصاری انسان به شمار میرود، حیات عقلانی و پیروی نیروهای روانی از خرد است. از این رو، خیر نهایی آدمی در گرو کارکرد فعالانه و مستمر نفس در هماهنگی با فضیلت و کمال عقلانی در طول سراسر زندگی تعریف میشود.
دیدگاههای عامه مردم پیرامون خوشبختی با یکدیگر تفاوت دارد. تودهها سعادت را در لذتهای حسی و جسمانی میجویند که مرتبهای در سطح حیات جانوری است؛ اهل تکاپوی اجتماعی و سیاستمداران آن را در افتخار و منزلت میبینند، در حالی که افتخار بیشتر به ستایشکنندگان وابسته است تا دریافتکننده آن، و دارایی مادی نیز صرفاً ابزاری برای مقاصد دیگر است. نقد دیدگاههای انتزاعی نشان میدهد که ایده مطلق و غیرعملی از نیکی نمیتواند راهنمای عمل واقعی انسان در شئون گوناگون باشد. سعادت حقیقی امری کامل و خودبسنده است که نیازمندیهای روانی انسان را بدون اتکا به غایتی فراتر برآورده میسازد. با این وجود، برای تحقق و تداوم فعالیتهای فضیلتمندانه، برخورداری از برخی مواهب بیرونی نظیر تندرستی، توانگری نسبی، اصالت خانوادگی و پیوندهای دوستانه نیز به عنوان اسباب کمکی لازم است، هرچند شالوده بنیادین سعادت هرگز بر تصادف و بخت استوار نیست، بلکه حاصل کنش پایدار عقلانی و ملکات راسخ درونی است که حتی در برابر ناگواریهای روزگار پایداری و وقار خود را حفظ میکند.
ساختار روانی آدمی از دو جنبه عقلانی و غیرعقلانی تشکیل یافته است. جنبه غیرعقلانی خود مشتمل بر کارکرد زیستی صرف و بعد انفعالی و غریزی است. بخش انفعالی و خواهشها قابلیت آن را دارد که از فرمان خرد و بصیرت پیروی کند و همانند فرزندی که به راهنماییهای حکیمانه گوش فرا میدهد، مهار شود. بر مبنای این ساختار، فضایل به دو گروه عقلانی (مانند حکمت و تدبر نظری و عملی) و اخلاقی (مانند اعتدال و شجاعت) تقسیم میشوند که اولی از راه آموزش و اندیشه و دومی بر اثر ممارست و شکلگیری عادتهای پایدار در نفس تکوین مییابند.