بسم الله الرحمن الرحیم
یاد خدا آرامش دل است و تسلیم فرمان او، ریشه ایمان؛ بندگی خدا نه بردگی، که آزادی از هر بند و زنجیری است.
ذکر خدا یعنی حفظ معنای چیزی در ذهن و همیشه به یاد او بودن. در قرآن، ذکر گاهی به معنای خود قرآن، گاهی به معنای پیامبر و گاهی به معنای نماز آمده است. اهل بیت علیهم السلام هم «اهل ذکر» نامیده شدهاند چون با تمام وجودشان انسان را متوجه خدا میکنند. ذکر چهار مرحله دارد: ذکر لفظی (بر زبان آوردن نام خدا)، ذکر معنوی (توجه به معانی اذکار)، ذکر قلبی (توجه کامل قلب به خدا) و دائمالذکر بودن (یاد خدا با تمام وجود در همه حال).
ثمرات ذکر بسیار است. نخست اینکه دل را آرام میکند؛ قرآن میفرماید به یاد خدا دلها آرام میگیرد. دوم اینکه انسان را از گناه بازمیدارد. سوم اینکه از تکرار گناه جلوگیری میکند. چهارم اینکه باعث قبولی توبه و استغفار میشود. پنجم اینکه وسوسههای شیطان را خنثی میکند. ششم اینکه وسیله تشخیص حق از باطل است. هفتم اینکه انسان را با خدا انس میدهد. هشتم اینکه محبت خدا را در دل ایجاد میکند. نهم اینکه عقل و فکر را نورانی میسازد. دهم اینکه خود ذکر، بزرگترین لذت معنوی است. در زیارت جامعه امام زمان علیه السلام میخوانیم: «خداوندا قلبهای ما را به ذکر و یاد خود آباد ساز.»
غفلت نقطه مقابل ذکر است. مهمترین غفلتها عبارتند از: غفلت از عالم ذر و پیمانی که با خدا بستهایم، غفلت از قیامت، غفلت از ترفندهای شیطان، غفلت از گذر عمر، غفلت از مرگ، غفلت از دشمنان، غفلت از تدبر در آیات الهی، و غفلت از امام زمان در عصر غیبت. نتایج دوری از یاد خدا نیز بسیار دردناک است: همنشینی با شیطان، خودفراموشی، عذاب الهی، زندگی سخت و تنگ، سنگدلی، خسران (از دست دادن سرمایه عمر)، و پستتر از حیوان شدن.
تسلیم فرمان خدا بودن یعنی اراده انسان تحت الشعاع اراده خدا قرار گیرد. واژه اسلام هم به معنای تسلیم است. روح دین در همه زمانها چیزی جز تسلیم در برابر حقیقت نبوده است. امام علی علیه السلام ایمان را بر چهار رکن استوار میداند: توکل بر خدا، واگذاری کارها به خدا، راضی بودن به قضای الهی، و تسلیم فرمان خدا بودن. اساس و مقدمه تسلیم، معرفت فطری خداست. در دعای زمان غیبت میخوانیم: «خدایا خودت را به من بشناسان، که اگر خودت را به من نشناسانی، رسولت را نمیشناسم.» امام زمان علیه السلام در توقیع خود میفرماید: «بازگردید به همان اساس و پایهای که بر آن معتقد بودید و در جستجوی چیزی که از شما پوشیده است نباشید که گرفتار گناه میشوید.» شرط ایمان کامل، تسلیم حکم پیامبر و امامان در همه امور است. قرآن میفرماید: «به خدایت قسم، اینها ایمان نمیآورند مگر اینکه تو را در اختلافاتشان حاکم قرار دهند و بیچون و چرا تسلیم شوند.»
اطاعت و بندگی خدا بالاترین محور ارزشهای اسلامی و اخلاقی است. عبودیت یعنی تسلیم در برابر معبود و دل در گرو محبت او دادن. نکته مهم این است که انسان ذاتاً بنده آفریده شده و نمیتواند بنده نباشد. اگر بنده خدا نباشد، بنده هوی و هوس خود میشود یا بنده طاغوت. پیامبران آمدند تا بار سنگین عبودیت بتها را از دوش انسان بردارند و او را به بندگی خدا که عین آزادگی است برسانند. رابطه عبودیت و آزادی این است: آزادی هدف نیست، وسیله است. قید و بندهایی که انسان را از رسیدن به قرب الهی بازمیدارد باید برداشته شوند. گناه، شهوت، قدرتطلبی، رفاهزدگی و ثروتاندوزی، همه سد راه انسان تا رسیدن به مقصد الهی هستند. بندگی شهوات، ذلتبارتر از هر بردگی است. امام علی علیه السلام میفرماید: «بنده شهوات، خوارتر از برده است.» هدف از خلقت انسان عبادت و بندگی خداست و این هدف در قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام تحقق کامل پیدا میکند. در دعای ندبه میخوانیم: «خدایا نمازمان را به وجود مقدس امام زمان مورد قبول قرار ده.»