بسم الله الرحمن الرحیم
گفت و گو راهی است برای باز کردن امکانات و دیدن انتخابهای جدید
اخلاق در معنای لغوی به خوی، طبع، نهاد، سرشت، خصلت، مزاج، طبیعت، مشرب و سیرت انسان اشاره دارد. در اصطلاح اخلاقی، «خُلق» صفتی نفسانی و ریشهدار است که رفتار متناسب با آن، بدون نیاز به تأمل و تکلف فراوان از انسان سر میزند. چنین صفتی میتواند فضیلت باشد و منشأ رفتارهای خوب شود یا رذیلت باشد و کردارهای ناپسند را پدید آورد. بنابراین اخلاق تنها مجموعهای از رفتارهای ظاهری نیست، بلکه با ویژگیهای پایدار درونی انسان ارتباط دارد؛ ویژگیهایی که رفتارها از آنها سرچشمه میگیرند.
علم اخلاق به شناخت همین صفات و رفتارهای اختیاری و ارزشگذاری آنها میپردازد و میکوشد راه دستیابی به فضایل و دوری از رذایل را روشن کند. در کنار مباحث کلی اخلاق، گاهی مسائل اخلاقی در حوزهای مشخص از زندگی بررسی میشوند. اینجا پای اخلاق کاربردی به میان میآید؛ یعنی اصول و ارزشهای اخلاقی در موقعیتها و روابط عینی انسان مورد توجه قرار میگیرند. ارتباط زبانی میان انسانها نیز یکی از همین عرصههاست و میتوان آن را از جهت ارزشها، بایدها و نبایدهای اخلاقی بررسی کرد.
گفتوگو صرفاً سخن گفتن دو نفر در کنار یکدیگر نیست. ارتباطی دوسویه است که در آن گفتن و شنیدن در کنار هم قرار میگیرند و افراد میتوانند اندیشهها، اطلاعات و دیدگاههای خود را مبادله کنند. انسان به دلیل زندگی اجتماعی خود ناگزیر از ارتباط با دیگران است و ارتباط زبانی یکی از عمومیترین و مهمترین شکلهای این ارتباط به شمار میآید. از همین رو کیفیت گفتوگو میتواند بر کیفیت روابط انسانی و حتی شکلگیری جامعه اثر بگذارد. اگر این ارتباط بر اصول و ارزشهای درست استوار شود، ظرفیت آن را دارد که از یک مبادله ساده کلمات فراتر رود و به عاملی برای رشد فکری، اخلاقی و اجتماعی تبدیل شود.
یکی از بنیادیترین کارکردهای گفتوگو تبادل اطلاعات است. هیچ انسانی همه واقعیتها و دانستنیها را به تنهایی در اختیار ندارد. هر فرد بخشی از اطلاعات، تجربهها و دریافتها را در اختیار دارد و ارتباط با دیگران امکان میدهد این داشتههای پراکنده در اختیار یکدیگر قرار گیرند. شنیدن سخنان گوناگون دایره آگاهی را وسیعتر میکند و انسان را از محدود شدن در دانستههای شخصی خود بیرون میآورد. همین ویژگی با انتخاب آگاهانه نیز ارتباط مستقیم پیدا میکند.
گفتوگو امکان مشاهده گزینههایی را فراهم میکند که ممکن است انسان به تنهایی حتی متوجه وجود آنها نشود. انتخاب زمانی معنا پیدا میکند که چند گزینه در برابر فرد وجود داشته باشد. وقتی افکار و ایدههای متفاوت مطرح میشوند، مجموعه بزرگتری از احتمالات و راهحلها در دسترس قرار میگیرد. کسی که تنها در حصار افکار و تجربیات خودش حرکت میکند، گزینههای محدودتری میبیند و در نتیجه احتمال خطای بیشتری دارد. اما وقتی چند نفر دیدگاههای خود را عرضه میکنند، اطلاعات متنوعتری شکل میگیرد و زمینه برای تصمیم هوشمندانهتر فراهم میشود. هرچه مجموعه دیدگاههای قابل بررسی گستردهتر باشد، امکان تشخیص و گزینش راه بهتر نیز افزایش مییابد. قرآن نیز کسانی را میستاید که سخنان مختلف را میشنوند و بهترین آنها را برمیگزینند و چنین انتخابی را با هدایت و خردمندی پیوند میدهد.
کارکرد مهم دیگر، تغییر و تحول انسان است. هر فرد مجموعهای از تصورات و باورها درباره زندگی، جهان پیرامون و دیگر انسانها دارد و همین تصورات شیوه تعامل او با محیط را تنظیم میکنند. مشکل زمانی ایجاد میشود که برخی از این برداشتها چنان تثبیت شوند که مانند عینکی بر چشم انسان قرار گیرند و اجازه ندهند واقعیت را آنگونه که هست ببیند. چنین نگرشهایی میتوانند منشأ سوءتفاهم، اختلاف و تصمیمهای اشتباه شوند. گفتوگو امکان مواجهه با نگاههای دیگر را فراهم میکند و از این طریق باورها و برداشتهای پیشین در معرض ارزیابی قرار میگیرند. انسان میتواند دریابد که مسئله را تنها از یک زاویه دیده یا بخشی از واقعیت از دید او پنهان مانده است.
گفتوگو همچنین به آموزش و تقویت قدرت تفکر کمک میکند. مواجهه با پرسشها، استدلالها و دیدگاههای متفاوت ذهن را از حالت انفعال خارج میکند. فرد ناچار میشود درباره باورهای خود بیندیشد، برای آنها دلیل پیدا کند، سخن دیگری را بفهمد و نسبت میان دیدگاههای مختلف را بسنجد. به همین دلیل گفتوگوی درست فقط ابزاری برای انتقال اندیشههای آماده نیست؛ میتواند خود به فرایندی برای شکلگیری و پرورش اندیشه تبدیل شود.
از سوی دیگر، تبادل اندیشهها زمینه دانشافزایی را فراهم میکند. دانستههای انسان محدود است و ارتباط با دیگران راهی برای استفاده از دانش و تجربه آنان به شمار میرود. این تعامل تنها بر شناخت اثر نمیگذارد، بلکه میتواند زمینه رویش ارزشهای اخلاقی را نیز فراهم سازد. گفتوگوی سالم انسان را در موقعیتی قرار میدهد که باید شنیدن، احترام به دیگری، تحمل تفاوت و مواجهه اخلاقی با مخالف را تمرین کند.
نتیجه چنین ارتباطی میتواند تفاهم و همگرایی باشد. بسیاری از فاصلهها و تعارضها از ناآگاهی نسبت به دیدگاه، انگیزه یا مقصود دیگری سرچشمه میگیرند. ارتباط مستقیم امکان شناخت متقابل را افزایش میدهد و زمینه سوءبرداشت را کاهش میدهد. تفاهم لزوماً به معنای یکسان شدن عقاید نیست؛ افراد میتوانند همچنان اختلاف نظر داشته باشند، اما یکدیگر را بهتر بفهمند و اختلاف خود را در مسیری انسانیتر مدیریت کنند.
از همین نقطه، یکی دیگر از آثار مهم آشکار میشود: خشونتگریزی. هنگامی که اختلافها از مسیر استدلال، شنیدن و تبادل دیدگاه پیگیری شوند، امکان جایگزینی سخن و دلیل به جای زور و درگیری افزایش مییابد. گفتوگوی اخلاقی به انسان اجازه میدهد اختلاف را بدون حذف طرف مقابل دنبال کند. در چنین فضایی، دیگری صرفاً مانعی برای غلبه کردن نیست، بلکه انسانی است که میتوان سخنش را شنید، دلایلش را سنجید و حتی در صورت مخالفت، رابطهای اخلاقی با او داشت. به همین دلیل، گفتوگو میتواند از سطح یک مهارت ارتباطی فراتر رود و به یکی از ابزارهای رشد فردی، همزیستی اجتماعی و کاهش تعارض تبدیل شود.