بسم الله الرحمن الرحیم
زیارت یعنی مهمانی رفتن پیش خدا و اولیای او؛ باید با پاکی، ادب، حضور قلب و معرفت وارد شد، نه فقط با زبان، که با دل حرف زد.
کسی که به دیدار شخصیت بزرگی میرود، باید آدابی را رعایت کند که نشانه معرفت و احترام اوست. زیارت هم درست مثل مهمانی رفتن بر سر سفره معنویت پیامبر خدا و امامان معصوم است. زائر باید با رعایت کامل آداب زیارت، هم معرفت خودش را نشان بدهد و هم محبت قلبیاش را ثابت کند. بدون این آداب، زیارت بیشتر شبیه یک عادت میشود تا یک ارتباط روحانی عمیق.
برای تشرف به زیارت، اولین شرط این است که انسان پاک باشد. هم باید تمیزترین و بهترین لباسهایش را بپوشد، هم وضو بگیرد و اگر ممکن بود، غسل زیارت هم انجام بدهد. کسی که به زیارت میرود، خیلی خوب است که با خضوع و خشوع و وقار کامل گام بردارد و در طول راه رفتن، به هیچ کار بیهوده و نامربوطی مشغول نشود. وقتی به حرم رسید، رو به قبله بایستد و در برابر ضریح، زیارتنامه بخواند. قبل از شروع زیارت، حتماً «اذن دخول» بخواند تا با اجازه وارد حریم امام شود. بدنش را معطر و خوشبو کند و همیشه این احساس را داشته باشد که در محضر صاحب قبر ایستاده است. ادب و متانت را در همه حال مراعات نماید و در حرم مطهر، دو رکعت نماز زیارت هم بخواند.
زائر باید صاحب قبر را برای برآورده شدن حاجتهایش، در پیشگاه خداوند شفیع و واسطه قرار بدهد. یعنی از او بخواهد که پیش خدا برایش دعا کند. در همه مراحل زیارت، حضور قلب داشته باشد و افکارش جای دیگر نرود. زائر پیامبر خدا باید نگاهش را پاک نگه دارد و هیچوقت با رفتار نسنجیدهاش، موجب ناراحتی و نارضایت دیگر زائران نشود. در حرم، تمام وقتش را به نماز خواندن، زیارت گفتن و قرآن خواندن صرف کند و همیشه به یاد داشته باشد که «روضه نبوی» همان جایی است که فرشته وحی بر پیامبر نازل میشد و جای قدم پیامبر و اهل بیت بوده است. به همین دلیل باید توجه قلبیاش را به اعماق تاریخ و خاطرات صدر اسلام ببرد تا از معنویت عمیق زیارت بیشترین بهره را ببرد.
زیارت در حقیقت گفتوگو کردن با حجت خدا، در کنار مرقد اوست. آنچه واقعاً مهم است، پیوند قلبی و ارتباط درونی با امام است، نه فقط خواندن کلمات و تمام کردن زیارتنامه. درونمایه زیارتنامهها را باید هم با زبان حال و هم با زبان قال ابراز کرد. زبان حال یعنی احساس درونی و گریه و اشتیاق؛ زبان قال یعنی همان کلماتی که بر زبان میآید. حتی اگر کسی از حفظ هم زیارتنامه همراه نداشته باشد، میتواند هر چه در دل دارد با پیامبر و امام در میان بگذارد و حرف دلش را بزند.
توجه به معنا و مفهوم کلمات، نقش اصلی و اساسی را در زیارتنامهها دارد. الفاظ و عبارات فقط وسیلهای هستند برای بیان حالات روحی و احساسات قلبی. هرچه معرفت آدمی بیشتر باشد، هرچه شور و شوق زائر افزونتر باشد، زبانش گویاتر است، چشمش اشکبارتر میشود و دلش خاشعتر و فروتنتر میگردد. انسان باید از بزرگان دین یاد بگیرد: ادب حضور را، شیوه درست زیارت را، آداب تشرف به حرم را، و بها قائل شدن به دیدار معصوم و حضور در کنار مرقد امامان را.
ارزش زیارت هر کسی به اندازه معرفت او بستگی دارد. راستی هنگام زیارت، چه احساسی داری؟ آیا خود را در برابر یک «آینه کمال» میبینی و از خودت خجالت نمیکشی؟ آیا خود را با یک «الگوی پاکی» میسنجی و به رفتارهایت نمره میدهی؟ خوشا به حال آنان که از زیارت دست خالی برنمیگردند و با دلی پر از نور به خانه برمیگردند.