بسم الله الرحمن الرحیم
پروردگارا! به من از شایستگان ببخش.
ابراهیم علیه السلام از میان قوم بتپرست خود به سوی پروردگارش هجرت کرد. او از پدر و قوم خود که به جای خدا بت میپرستیدند، دوری گزید تا در محلی فارغ، با فراغت و تجرد به حاجتخواهی از خدا بپردازد. آن مکان، سرزمین مقدس بیتالمقدس بود. ابراهیم در آن سرزمین از پروردگار خود درخواست فرزند کرد و عرض نمود: «پروردگارا! به من از شایستگان ببخش.»
در این درخواست کوتاه، ادبی بسیار والا نهفته است. ابراهیم درخواستی دارد که یک امر دنیوی است، اما او به آن جنبه معنوی و وجهه خداپسندانه داده و آن را با قید «صالح» مقید کرده است. این نشان میدهد که در هنگام طلب حاجت، از شر اولاد ناخلف و ناصالح بیزاری جسته و به پروردگار خود پناه برده است. فرزندی که میخواهد، فرزندی صالح است. بدین ترتیب بیشتر به جنبه معنوی و الهی این درخواست تأکید کرده، نه صرف یک درخواست دنیوی. این ادب والا نشان میدهد که پیامبران الهی حتی در خواستههای دنیوی خود نیز جهت الهی را در نظر دارند و هیچ درخواستی را خالی از معنویت و خداپسندی مطرح نمیکنند.
خداوند او را به پسری بردبار بشارت داد. در قرآن کریم هیچ یک از انبیاء به وصف «حلیم» ستوده نشدهاند مگر دو بزرگوار: ابراهیم و اسماعیل. بشارت تولد اسماعیل در سوره صافات آمده، جایی که خداوند میفرماید: «پس او را به پسری بردبار بشارت دادیم.» سپس ماجرای قربانی کردن آن پسر در همین آیات ذکر میشود. در ابتدای این آیات بشارت به پسری داده میشود که او را به قربانگاه میبرد و پس از بیان به صدق رسیدن رویای ابراهیم، دوباره موضوع بشارت تولد اسحاق خاطرنشان میگردد. اسماعیل بزرگتر از اسحاق بوده و چند سال جلوتر از اسحاق از مادرش هاجر به دنیا آمده است، در حالی که اسحاق از ساره متولد شده است.
دعایی که ابراهیم در موقع درخواست فرزند از خدا به کار برد، آداب بسیار زیبایی دارد. او نیت درخواست فرزند دارد اما این پیامبر بزرگ خدا به آن جنبه معنوی و وجهه خداپسندانه داده و آن را با قید صالح مقید کرده است. این نشان میدهد در حال طلب حاجت خود، از شر اولاد ناخلف و ناصالح بیزاری جسته و به پروردگار خود پناه برده است و فرزندی را که میخواهد فرزندی صالح است، لذا با این قید بیشتر به جنبه معنوی و الهی این درخواست تأکید کرده است، تا صرف یک درخواست دنیوی نباشد. این رفتار ابراهیم درس بزرگی است برای همه کسانی که از خدا حاجتی میخواهند: باید خواسته خود را با معنویت گره بزنند و از خداوند چیزی بخواهند که خیر دنیا و آخرتشان در آن باشد.
این هجرت ابراهیم زمانی آغاز شد که او از پدرش و قومش که بتپرست بودند دوری گزید. قرآن کریم در سوره مریم از آن چنین یاد میکند: «ابراهیم گفت: من از شما و آن چه به جای خدا میپرستید دوری و کنارهگیری میکنم و امیدوارم حاجتخواهیام از پروردگارم بینتیجه نباشد.» از این آیه معلوم میشود مراد آن جناب از این که گفت «به سوی پروردگارم میروم»، رفتن به محلی است فارغ، تا در آن جا با فراغت و تجرد و حاجتخواهی از خدا بپردازد. آنچه او از پروردگارش درخواست کرد، همان فرزندخواهی بود. هجرت ابراهیم به سرزمین مقدس، سرآغاز برکات بزرگی شد که نه تنها زندگی خود او را متحول کرد، بلکه مسیر تاریخ بشر را نیز برای همیشه تغییر داد.
خداوند او را بشارت داد که به زودی فرزندی «حلیم» روزیاش خواهد کرد و آن پسر خواهد بود. در این آیه اسماعیل را خداوند «حلیم» خوانده است و در سوره هود نیز پدرش ابراهیم را «حلیم» خوانده بود. در قرآن کریم هیچ یک از انبیاء به وصف «حلیم» ستوده نشدهاند به جز این دو بزرگوار. صفت حلیم یعنی بردبار و شکیبا، کسی که در برابر سختیها و مشکلات صبور است و خشم خود را کنترل میکند. این صفت در هر دو پیامبر بزرگ الهی نشاندهنده جایگاه رفیع صبر و بردباری در مسیر نبوت و رسالت است.
بشارت تولد اسماعیل در آیات سوره صافات آمده است. بشارتی که تولد اسماعیل را میرساند. آن جا که خداوند میفرماید: «پس او را به پسری بردبار بشارت دادیم.» و ماجرای قربانی کردن این پسر را نیز در این آیات متذکر میشود. در ادامه میفرماید: «ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. او از بندگان مؤمن ما بود. و او را به اسحاق بشارت دادیم که پیغمبر و در شمار صالحان بود و بر او و بر اسحاق برکت دادیم و از نسل آن ها اشخاص صالح و اشخاص ستمکار علنی خواهند بود.» در ابتدای این آیات، بشارت به پسری میدهد که او را به قربانگاه میبرد و پس از این که به صدق رسیدن رویای ابراهیم را بیان میکند، دوباره موضوع بشارت تولد اسحاق را خاطرنشان میسازد.